شنبه بیست و نهم مهرماه سال 1396 خورشیدی
نهج البلاغه
 
.....وضعیت فعلی :
.....درحه حرارت :
.....سرعت باد :
.....میزان رطوبت :
.....طلوع آفتاب :
.....غروب آفتاب :
  اوقات شرعی  

روح حجّ، ولايت است و در عصر غيبت بين اين عملِ عبادى سياسى و امام مهدى عليه‏ السّلام پيوندى عميق وجود دارد...
دفعات مشاهده: 1872 • تاریخ درج : پنج شنبه 4 آبان 1391     ساعت: 10:03 ق.ظ •

مهدى عليه السلام روح حجّ
 
اشاره:
روح حجّ، ولايت است و در عصر غيبت بين اين عملِ عبادى سياسى و امام مهدى عليه‏ السّلام پيوندى عميق وجود دارد.
در اين نوشتار، ضمن بررسى پيوند آغازين و نهايى (حج و ولايت)، و (كعبه و امامت) به جلوه‏هايى از پيوند آن سرزمين مقدس با امامت خصوصاً امام زمان عليه ‏السّلام، اشاراتى بيان شده است.
اى حريم كعبه، مُحرم بر طواف كوى تو
من به گرد كعبه مى‏گردم به ياد روى تو
گرچه بر مُحرم بود بوييدن گل‏ها، حرام
زنده‏ام من اى گل زهرا زفيض بوى تو
اشك‏ها از هجر تو نم نم چو زمزم شد روان
كى رسد اين تشنگان را قطره‏اى از جوى تو(1)
حجّ كه از فرايض بزرگ اسلام(2) و اعظم شعائر دين و ارزش‏مندترين اعمال براى قرب به خدا است،(3) ركن وثيق و حبل متينى است كه ميراث فرشتگان و پيامبران(4) و شجره‏ى طوباى ابراهيم در طور سيناى مكّه است(5) و فرزند برومندش اسماعيل عليه ‏السّلام نيز عهده‏دار وظيفه‏اى مى‏شود(6) تا همگان به اين ميقات آيند و در جاى جاى آن حرم و حريم پاك و كانون نور، با پيوند با روح آن، يعنى (ولايت)(7)، ضمن پذيرفته شدن اَعمال، و نائل شدن به كمال، جان تشنه را سيراب، و رخسار خسته را طراوت بخشند. حج، كه با وجود يك عبادت بودن، جامع چندين عبادت است(8) و هيچ عمل و عبادتى همپايه‏ى او نيست(9) و بهايى جز رضوان و بهشت جاويد ندارد،(10) با اين حال، اگر شخصى، همه‏ى عمرش را در به جا آوردن آن سپرى كند، ولى به روح آن، آگاه نباشد، حجّ او فاقد ارزش و اعتبار است.(11)
اصولاً اركان و احكام دين، داراى شرايطى است. كه رعايت آن‏ها، سبب صحّت آن‏ها مى‏شود. حج نيز چنين است. انسان، براى صحيح بودن حجّ‏اش بايد شرايط آن را رعايت كند، ولى نسبت به روح آن، يعنى معرفت امام، همواره بايد ملتزم بود.(12)
بنابراين، حجِّ بدون (ولايت)، طواف بدون (امامت)، حضور در عرفات بدون (معرفت)، قربانى در منى بدون فداكارى در راه (ولىّ زمان)، رمى جمره بدون دور كردن صفات رذيله‏ى مخالف با راه (امام زمان)، سعى بين صفا و مروه، بدون سعى در صراط صفا و مروّت و بى كوشش در شناخت بهتر و اطاعت امام، بى‏حاصل است و سودى ندارد. ساده‏ترين عمل در حرم امن الهى، نظر به كعبه است، كه ثواب نيز دارد،(13) لكن بر اساس اين كه كلمه‏ى توحيد، به شرط ولايت، حصن امن و دژ نجات است،(14) نگاه هماهنگ با ولايت و عارفانه به كعبه نيز مايه‏ى بخشش گناه و پايه‏ى نيل به مقامات است. امام صادق عليه ‏السّلام مى‏فرمايد:
مَنْ نظر إلى الكعبة بمعرفة فعرف من حقّنا و حرمتنا مثل الذى عرف من حقها و حرمتها غفرالله ذنوبه و كفاه همّ الدنيا والآخرة(15)؛ هر كس با معرفت و شناخت به كعبه بنگرد و حق و حرمت ما را مثل همان كه از حق و حرمت كعبه مى‏شناسد، بشناسد، خداوند، گناهان‏اش را مى‏آمرزد و او را از اندوه دنيا و آخرت كفايت مى‏كند.
از اين رهگذر، معناى حديثى كه درباره‏ى محبوبيّت سرزمين مكه و همه‏ى آن چه در فضاى آن، اعم از خاك و سنگ و درخت و كوه و آب(16) است، روشن خواهد شد؛ يعنى، منطقه‏ى حرم كه ادراك حق و حرمت آن آميخته به عرفان حق ولايت و امتثال آثار وَلا است، محبوب‏ترين چيزها خواهد بود و چيزى همتاى محبوبيّت آن نيست.
دل، بى تو، تمنّا نكند كوى منى را
زيرا كه صفايى نبود بى تو، صفا را
باز آى كه تا فرش كنم ديده به راهت
حيف است كه بر خاك نِهى، آن كف پا را
به عبارت ديگر، كعبه و حرمت‏اش، زمزم و شرافت‏اش، صفا و مروه و صفايش، قربان گاه و تقواى قربانى‏اش، رمى جمرات و طرد شيطان‏اش، عرفات و نيايش خالصانه‏اش، سرزمين حرم با همه‏ى بركات‏اش، در پرتو ولايت و امامت رسول خدا و اهل بيت عليهم ‏السّلام است. اگر كعبه به همه‏ى شرافت‏ها مزيّن است، روح عمل و مناسك آن، ولايت و امامت و شناخت امام و خضوع در برابر او است.(17)
از اين رو، آن گاه كه فضائل اميرمؤمنان امام على عليه ‏السّلام مطرح شد و عدّه‏اى خود را برتر مى‏پنداشتند، خداوند، در بيان برترى آن حضرت به عنوان برجسته‏ترين مصداق اهل ايمان و جهاد فرمود:
(أجعلتم سقاية الحاج و عمارة المسجد الحرام كمَن آمن بالله واليوم الآخر و جاهد في سبيل الله لايستوون عندالله)؛(18) آيا سيراب كردن حاجيان و آباد كردن مسجد الحرام را همانند كسى پنداشته‏ايد كه به خدا و روز بازپسين ايمان آورده و در راه خدا جهاد مى‏كند؟ (نه، اين دو) نزد خدا يكسان نيستند.(19)
بنابراين، علم و عمل به اين مطالب، بسيار مغتنم است؛ يعنى، كسانى كه به حجّ مشرف مى‏شوند، بايد بدانند كه حجّ. اسرارى دارد و يكى از آن اسرار، هماهنگ بودن افكار و اعمال با امام زمان عليه السلام است تا حجّ كاملى انجام دهند و روح شان متعالى گردد.
چنين نيست كه اگر مستطيعى به مكّه رود و حجّ گذارد، بدون آگاهى از اسرار آن، حجّ واقعى و كاملى را اقامه كرده باشد! امام سجاد عليه ‏السّلام به (شبلى) كه از اسرار بى خبر بود، فرمود: (... بنابراين، تو، نه به ميقات رفته‏اى، نه احرام بسته‏اى،...).(20)
در اين روايت، سخن از نفى (كمال) است، نه نفى (صحّت). ممكن است حجّ چنين كسى، صحيح باشد و قضا كردن نخواهد و در ظاهر، ذمه‏اش برى شده باشد، لكن به جهت بى خبرى از اسرار، در همان سيرت متعالى نشده، باقى مانده باشد.(21)
بنابراين، روح آهنگ و قصد خانه‏اى كه به سوى آن ره مى‏سپارى، (ولايت) است و ميان آن دو، پيوندى عميق است، و زائر، در تمام نقاط اين حرم، خصوصاً كعبه، و تمام لحظه‏هاى به جاى آوردن مناسك آن، خصوصاً طواف، شميم دل نواز و جان فزاى عطر امامت و ولايت را با جان احساس مى‏كند. در اين جا، به نمونه‏هايى از پيوندهاى حج و ولايت، كعبه و امامت، اشاره مى‏شود.
1- امامت و بناى كعبه
اين بناى توحيد را پيامبرى تجديد بنا و احيا كرد كه بعد از ابتلائات فراوانى كه همه در سمت و سوى حج است(22)، به مقام رفيع امامت رسيد. خداوند تبارك و تعالى در اين خصوص مى‏فرمايند:
(و إذ ابتلى إبراهيمَ ربّه بكلمات فأتمَّهنَّ قال إنّى جاعلك للناس إماما)؛ هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسائل گوناگونى آزمود، و او، به خوبى، از عهده‏ى اين آزمايش‏ها بر آمد، خداوند به او فرمود: (من، تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم)(23).
آرى، كعبه، به دست ابراهيم خليل الرحمان كه امام است، تجديد بناء شد و سكّه‏ى حج به نام او ضرب شد و اين مراسم را (حج ابراهيمى) ناميدند. لذا وارث او، امام مهدى عليه السلام، به هنگام ظهور، در كنار كعبه، به تمام عالميان صَلا دهد كه (هر كس مى‏خواهد با من درباره‏ى ابراهيم گفت و گو كند، بداند كه من نزديك‏ترين مردم به ابراهيم هستم).(24)
2- امام مولود كعبه
تنها كسى كه در اين عالَم خاكى، در ميان كعبه، پا به عرصه وجود گذاشته است، اميرمؤمنان حضرت على‏ابن ابى طالب عليه ‏السّلام است كه با تولّدش، پرده از راز و رمز شرافت و قداست اين خانه بر مى‏دارد.(25)
اين فضيلت بزرگ را قاطبه‏ى محدّثان و مورّخان شيعه و دانشمندان علم انساب، در كتاب‏هاى خود نقل كرده‏اند. در ميان دانشمندان اهل تسنّن نيز گروه زيادى به اين حقيقت تصريح كرده‏اند و آن را يك فضيلت بى نظير خوانده‏اند.(26)
حاكم نيشابورى مى‏گويد: (ولادت على در داخل كعبه، به طور تواتر به ما رسيده است).(27)
آلوسى بغدادى، صاحب تفسير معروف مى‏نويسد: (تولد على در كعبه، در ميان ملل جهان، مشهور و معروف است و تا كنون كسى به اين فضيلت دست نيافته است).(28)
زائرى كه بر گرد اين خانه طواف مى‏كند و رو به سوى آن نماز مى‏گزارد، بايد معترف به اين فضيلت باشد كه نمودى از پيوند اين دو است.(29)          
 
 
پی نوشت:
(1) نغمه‏هاى ولايت، سيّد رضا مؤيد، ص 271.
(2) امام صادق عليه ‏السّلام: (ليس شى أفضل من الحجّ إلا الصلاة و في الحجّ هنا صلاة). (وسائل الشيعة، ج 8، ص 77، ح 2).
(3) جواهر الكلام، ج 17، ص 214.
(4) علل الشرايع‏كتاب الحجّ، ص 399؛ كتابُ مَنْ لايحضره الفقيه، ج 1، ص 159.
(5) حجّ: 27.
(6) بقره: 125.
(7) امام جعفر صادق عليه ‏السّلام (بني الإسلام على خمس: على الصلاة والزكاة والصوم والحجّ والولاية و لم يناد بشي‏ءٍ كما نودى بالولاية).(اصول كافى، ج 2، ص 21). در روايت ديگرى، زراره، از امام صادق عليه‏ السّلام مى‏پرسد: (أى شى‏ء من ذالك أفضل؟). فقال: (الولاية أفضل؛ لأنّها مفتاحهن، والوالي هو الدليل عليهنّ...).(وسائل الشيعة، ج 1، ب 1، ح 2). لذا هشتمين حجت خدا، امام رضا عليه ‏السّلام در بيان مقامات امامت، اشاره‏اى به اين مطلب مى‏كند و مى‏فرمايد (... بالإمام تمام... الحجّ؛ تماميّت حجّ به وسيله‏ى امام است).(كافى، باب نادر جامع في فضل الإمام وصفاته، ج 1، ص 256، ح 1).
(8) جواهرالكلام، ج 17، ص 214.
(9) امام صادق عليه ‏السّلام: (... ما يعدله شى‏ء...) (وسائل الشيعة، ج 8، ص 78، ح 7 و ص 77، ح 3).
(10) مستدرك الوسائل، ج 8 ، باب 24، ح 22.
(11) امام صادق عليه ‏السّلام: (... أما لو أنّ رجلاً قام ليله و صام نهاره و تصدق بجميع ماله و حجّ جميع دهره و لم يعرف ولايةَ ولىّ اللّه فيواليه و يكون جميع أعماله بدلالته إليه. ما كان له على الله جلّ و عزّ في ثوابه و لا كان من أهل الإيمان...). (اصول كافى، ج 2، ص 23.)
فقيه و محدث عالى مقام، شيخ حر عاملى رحمة الله ‏عليه در وسائل الشيعة، بابى را تحت همين عنوان قرار داده است: (باب بطلان العبادة بدون ولاية الائمة عليهم ‏السّلام، و اعتقاد إمامتهم)، (ج 1، ص 118، ب 29) و در آخر مى‏فرمايند: (والاحاديث في ذالك كثيرة جدّا).
(12) امام باقر عليه ‏السّلام: (بنى الإسلام على خمس... فجعل في أربع منها رُخصةً و لم يجعل فى الولاية رخصة... و مَن لم يكن عندَه مالٌ فليس عليه حجّ و مَن كان مريضاً، صلّى قاعداً وأفطر شهر رمضان. والولاية صحيحاً كان أو مريضاً، أو ذا مالٍ أو لامال له فهي لازمة). (خصال، باب پنج گانه، ح 21؛ وسائل الشيعة، ج 1، ب 1، ح 24). در حقيقت، همان طورى كه امام صادق عليه ‏السّلام فرمودند، آغاز و انجام حجّ و ساير عبادات، معرفت به ولايت است: (... فاتحة ذالك كلّه معرفتنا و خاتمته معرفتنا). (بحارالانوار، ج 27، ص 202).
(13) النظر إلى الكعبة العبادة؛ (وسائل الشيعة، ج 9، ص 364).
(14) بحارالأنوار، ج 3، ص 7؛ صهباى حجّ، آيةالله جوادى آملى، ص 241 - 240.
(15) وسائل الشيعة، ج 9، ص 364.
(16) وسائل الشيعة، ج 9، ص 349.
(17) صهباى حجّ، ص 241.
(18) توبه: 19.
(19) براى اطلاع بيش‏تر درباره‏ى اين فضيلت و مشخّصات مدارك اهل سنّت، به كتاب إحقاق الحق، ج 3، ص 127 - 122 مراجعه شود.
(20) مستدرك الوسائل، ج 10، ص 166.
(21) ر.ك: بحارالأنوار، ج 46، ص 261؛ مناقب، ج 4، ص 234 و 235؛ صهباى حجّ، ص 341 - 335.
(22) در اين زمينه، روايات گوناگونى وارد شده است كه به برخى اشاره مى‏شود:
الف) ولادت حضرت اسماعيل عليه ‏السّلام در سن پيرى حضرت ابراهيم و بردن او و مادرش به سرزمين مكّه،(بحارالأنوار، ج 12، ص 113).
ب) مأموريّت ذبح اسماعيل عليه ‏السّلام. (مجمع البيان، ج 1، ص 200. البته در روايت ديگرى آمده است كه حضرت ابراهيم عليه ‏السّلام پس از رسيدن به مقام امامت، مأموريت ذبح را دريافت مى‏كند. (بحارالأنوار، ج 12، ص 125).
ج) بناى كعبه و انجام دادن مناسك حج. (مجمع البيان، ج 1، ص 200. ر.ك: مجله‏ى ميقات حج، ش 32، ص 197، مقاله‏ى آقاى سيّدجواد ورعى، پيوند حج با امامت و ولايت).
(23) بقره: 124.
(24) امام باقر عليه ‏السّلام: ... والقائم يومئذ بمكة، عند الكعبة مستجيراً بها يقول: (... و مَن حاجّنى في إبراهيم فأنا أولى الناس بإبراهيم... . (بحارالأنوار، ج 52، ص 305).
(25) جنةالمأوى، آيةالله كاشف الغطاء، ص 305 ؛ كرامات معصوميه، على اكبر مهدى پور، ص 5.
(26) ر.ك: مروج الذهب، ج 2، ص 349 ؛ شرح الشفاء، ج 1، ص 151.
(27) مستدرك حاكم، ج 3، ص 483.
(28) شرح قصيده‏ى عبدالباقى افندى، ص 15، (به نقل از فروغ ولايت، ص 35).
(29) كعبه‏اى كه اركان آن به دست آدم صفى الله، و قواعد آن توسط قهرمان توحيد، ابراهيم خليل الله، مستحكم گرديد، به خاطر مادر امام، ديوارش شكافته مى‏شود و ولىّ خدا در خانه‏ى خدا متولّد مى‏شود، چرا كه ارزش هر چيزى به پايه‏ها و اركان آن است. و ائمه عليهم‏ السّلام در زيارت جامعه به (اركان البلاد) معرفى شده‏اند. لذا ركن كعبه و مكه امام است و ركن عالم موجود در اين عصر، حضرت مهدى عليه‏ السّلام است كه امام صادق عليه ‏السّلام مى‏فرمايد: (لوبقيت الأرض بغير إمامٍ لساخت، _كافى، كتاب الحجة باب أنَّ الارض لاتخلوا من حجة).
 
محمد رضا فؤاديان
بیشتر بدانید :   •    
شما هم برای مهدى عليه السلام روح حجّ نظر دهید  

 
 
 
          
نظرات کاربران برای مهدى عليه السلام روح حجّ  

هیچ نظری برای این خبر ثبت نشده است