دوشنبه پنجم تیرماه سال 1396 خورشیدی
خيزران مادر امام جواد عليه السلام، (متوفي قرن 3 ه) از خانواده ماريه قبطيه، همسر رسول الله صلي الله عليه و آله و اهل نوبه است، او را سبکيه نوبيه ناميده اند.کنيه اش ام الحسن و نامهاي ديگرش مريسيه، ريحانه و دره است.اهل نوبه، مسيحي بودند و به دنبال شکست آنان از مسلمين،...
دفعات مشاهده: 2399 • تاریخ درج : چهارشنبه 16 بهمن 1392  •
بانوان عالمه مسلمان قرن سوم تا قرن سيزدهم هجري
 
قرن سوم هجري
خيزران مادر امام جواد عليه السلام، (متوفي قرن 3 ه) از خانواده ماريه قبطيه، همسر رسول الله صلي الله عليه و آله و اهل نوبه است، او را سبکيه نوبيه ناميده اند.کنيه اش ام الحسن و نامهاي ديگرش مريسيه، ريحانه و دره است.اهل نوبه، مسيحي بودند و به دنبال شکست آنان از مسلمين، سبيکه (خيزران) در زمره اسرا به عنوان کنيز فروخته شد، خيزران از برترين وفاضلترين و پرهيزگارترين زنان عصر خويش به شمار مي رفت، و اين شرافت و مقام را يافت که همسر امام رضا و مادر امام جواد عليه السلام گردد.اين موقعيت نشانگر منزلت و ارزش او در درگاه الهي است.رسول خدا صلي الله عليه و آله درباره او و فرزندش امام جواد عليه السلام فرمود: «بأبي ابن خيرة الاماء النوبية الطيبة» پدرم فداي پسر بهترين کنيزان باد که اهل نوبه و پاکيزه و مطهر است.
موسي بن جعفر عليه السلام نيز به يزيد بن سليط فرمود: اگر توانستي سلام مرا به آن جاريه برسان.
حکيمه، دختر امام جواد عليه السلام، (محدث، متوفي قرن 3 ه) همسر ابو الحسن محدث از احفاد امام سجاد عليه السلام است.اين بانوي عالم و گرامي در خانواده عصمت و طهارت پرورش يافت و هنگام ولادت مولايمان، حضرت قائم عجل الله تعالي فرجه حضور داشت.حکيمه بارها آن حضرت (عج) را در زمان حيات پدر بزرگوارش ملاقات کرد و از سفيران و رابطان امامت، پس از رحلت امام عسکري عليه السلام بود.درباره ازدواج امام عسکري عليه السلام با نرجس و ولادت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه روايات زيادي از بانو حکيمه نقل شده است.
علامه مجلسي مي فرمايد: در قبه شريفه که مقبره عسکريين است، قبري منسوب به نجيبه، کريمه، عالمه، فاضله، تقيه، رضيه، حکيمه دختر ابو جعفر الجواد عليه السلام وجود دارد که نمي دانيم چرا با همه فضل و جلالت آشکاري که اين بانوي گرامي دارد و محل اسرار امامت بوده، زيارتي براي او قيد نشده است.سپس مي گويد: سزاوار است که او را با الفاظي که مناسب مقام اوست زيارت کنيد.
فاطمه معصومه عليها السلام، (محدث، متوفي 201 ه) فاطمه، دختر امام موسي کاظم عليه السلام، و خواهر امام رضا عليه السلام از پرهيزگارترين زنان شيعه بود و از زنان عالم و محدث بود و روايات متعددي از طريق ايشان در کتب حديث شيعه و اهل سنت آمده است.ايشان در سال 201 ه يک سال پس از ورود امام رضا عليه السلام به مرو، براي ديدار برادر به قصد مرو بيرون آمد، اما در بين راه و در شهر ساوه بيمار شد.پرسيد بين ساوه و قم چقدر مسافت است؟ گفتند ده فرسخ.خدمتکار خود را فرمود تا او را برداشته و به قم آورد و در خانه موسي بن جعفر خزرج بن سعد اشعري فرود آمدند.
به روايت ديگر و به نوشته حسن بن محمد بن حسن قمي در تاريخ قم، به روايت صحيح چون شبانگاه خبر به آل سعد رسيد، موسي بن خزرج به نمايندگي آنان، در همان شب از قم به قصد ساوه بيرون آمد تا ايشان را به قم دعوت کند.پس از ديدار حضرت و پذيرفتن دعوت وي، خود افسار شتر ايشان را گرفت و به سمت قم و به منزل خويش آورد.حضرت پس از هفده روز اقامت در خانه موسي بن خزرج و در حال بيماري بودند درگذشت.پيکرشان را غسل داده و کفن کردند و موسي بن خزرج بر ايشان نماز خواند و در باغ «بابلان» دفن کردند.
روايت شده است که حضرت صادق عليه السلام به گروهي از مردم ري که به ديدنشان رفته بودند خبر دفن يکي از نوادگانشان را در قم دادند و در فضيلت زيارت مرقد آن بانو تأکيد نمودند .درباره عمر حضرت معصومه عليه السلام نيز روايات متفاوت است.سن ايشان را هيجده و بيشتر نيز نوشته اند.نظر به اينکه پدرشان، امام موسي کاظم عليه السلام در سال 179 ق به دستور هارون الرشيد دستگير و به زنداني شدند و چهار سال در زندان ماندند و همانجا به شهادت رسيدند و نيز حضرت معصومه عليها السلام در سال 201 از دنيا رفتند.سن ايشان حداقل 22 سال بوده است.
سمانه مادر امام هادي عليه السلام، (محدث، متوفي قرن 3 ه) سمانه منقرش مغربي، مکني به ام الفضل از برترين و بهترين زنان زمان خويش بود و کسي از زنان در زهد و تقوي و فهم و معرفت به پاي او نمي رسيد.بيشتر روزها روزه بود و اين شرف و فضيلت را يافت که همسر امام جواد و مادر امام هادي عليه السلام گردد.به فرمان امام جواد عليه السلام، با مشخصات تعيين شده اش از برده فروشي خريداري شد، سمانه از بزرگ زادگان سرزمين خويش بود، اما به عنوان اسير جنگي به سلک برده درآمده بود.امام هادي عليه السلام درباره اش فرمود: «أمة عارفة بحقي و هي من أهل الجنة، لا يقربها شيطان مارد و لا ينالها کيد جبار عنيد و هي کانت بعين الله التي لا تنام، و لا تختلف عن امهات الصديقين و الصالحين.» کنيزي عارف به حق (امامت) من و اهل بهشت است، شيطان سرکش به او راهي ندارد و نزديکش نمي شود و مکر و حيله جبار سرکش به سمانه نمي رسد، تحت عنايت الهي است و غفلت در او راه ندارد .او را با مادران صديقان و صالحان فرقي نيست.علامه قهپايي، سمانه را در زمره نساء راوي حديث نام برده است.
سوسن، مادر امام حسن عسکري عليه السلام، (محدث، متوفي قرن 3 ه) نامهاي ديگرش: حديث، حديثه و سليل است.وي در نهايت ورع و تقوي و عفاف و صلاح و بانويي عالم و محدث بود.امام هادي عليه السلام درباره اش فرمود: «سليل مسلولة من الافات و العاهات و الارجاس و الادناس» : سليل، از بديها، پليديها، زشتيها و ناپاکي ها و آلودگي ها پاک است.شيخ صدوق به نقل از جابر در خصوص خبر لوح فاطمه عليها السلام مي گويد: در آن لوح نام ائمه و مادرانشان ذکر شده، و نام مادر امام حسن عسکري، سمانة با کنيه ام الحسن قيد شده است.مقام و فضيلت اين بانوي گرامي از روايتي که شيخ صدوق از احمد بن ابراهيم از حکيمه خاتون دختر امام جواد عليه السلام نقل کرده، آشکار است.شيخ محلاتي مي نويسد: سوسن در ولايت خود پادشاه زاده بود.علامه قهپايي او را با نام حديثه در زمره زنان راوي نام برده است.
نرجس خاتون، مادر امام عصر حجة بن الحسن عليه السلام (محدث، متوفي قرن 3 ه) و همسر امام حسن عسکري عليه السلام، نامش مليکه دختر يشوعا، فرزند قيصر پادشاه روم و از نسل شمعون حواري و وصي حضرت مسيح عليه السلام است.نامهايي ديگر اين بانوي گرامي، عبارت است از : ريحانه، نرجس، صقيل، سوسن و مريم بنت زيد العلويه، و کنيه اش ام محمد بن حسن، و به جاريه (کنيز)، و ام ولد نيز معروف است.نرجس بانويي محدث، بسيار عفيف و پرهيزگار بود .براي او اين مقام و مرتبه کافي است که مادر حضرت صاحب الزمان، آخرين حجت خدا و برپا دارنده قسط و عدل است.وي حامل اسرار الهي و نگاهدارنده، اشرف مخلوقات بود.
در حديثي که صدوق از جابر، صحابي معروف رسول الله صلي الله عليه و آله از لوح يا صحيفه حضرت فاطمه عليها السلام نقل مي کند، درباره نام مادر حجة بن الحسن مي نويسد: «امه جارية، اسمها نرجس» .
وي در خواب ديد که حضرت مسيح عليه السلام و شمعون وصي عيسي عليه السلام و جمعي از حواريون به قصر قيصر وارد شدند و بر تختي قرار گرفتند.پس از آن رسول خدا صلي الله عليه و آله با عده اي از فرزندانشان داخل قصر شدند و پس از ديده بوسي با مسيح عليه السلام، به ايشان فرمودند، آمده ام تا دختر شمعون را براي فرزندم (امام حسن عسکري عليه السلام) خواستگاري نمايم.پس از قبول شمعون، رسول الله صلي الله عليه و آله مليکه را به عقد فرزند خويش، امام عسکري عليه السلام درآورد.در داستان مفصلي که در احوالات ولادت حضرت صاحب عليه السلام نقل شده بعد از نقل مطالب فراوان پيرامون چگونگي رسيدن وي به محضر امام هادي و ازدواج با امام حسن عسکري عليه السلام در ادامه مي خوانيم:
شبي به او فرمود: جدت (قيصر) لشکري به طرف مسلمانان خواهد فرستاد.تو به همراه چند کنيز در زمره خدمتکاران درآي و همراه سپاه حرکت کن.پس از شکست لشکر روم، مليکه در سلک اسرا به بغداد برده شد.امام هادي عليه السلام فردي را جهت خريداري مليکه به بغداد گسيل داشت .سپس امام هادي عليه السلام، خواهرش حکيمه را خواست و فرمود: او را به منزل خود ببر و آداب فرايض و احکام شرع را به او تعليم بده، که او همسر ابو محمد و مادر قائم عليه السلام است.
اين بانوي مکرم نزد خداوند مقام بالايي داشت که به چنين شرف و منزلتي دست يافت.حضرت نرجس در حيات امام حسن عسکري عليه السلام در سامرا رحلت کرد.
حبابة الوالبية، (محدث، متوفي قرن 3 ه) دختر جعفر اسدي والبي، کنيه اش ام الندي يا ام البراء است.او از اصحاب امير المؤمنين، امام حسن، امام حسين، امام سجاد، امام باقر، امام صادق، امام کاظم و امام رضا عليه السلام بود، اين بزرگواران را درک کرد و به خدمتشان رسيد.او نيز به «صاحبة الحصاة» معروف است.
کليني به اسناد خود از عبد الکريم بن عمرو خثعمي از حبابه و البيه روايت کند که گفت : امير المؤمنين عليه السلام را در سپاه ديدم و...به آن حضرت گفتم: رحمت خدا بر شما اي امير المؤمنين! نشانه امامت چيست؟ فرمود: آن سنگ ريزه را بده و با دستش به سنگ ريزه اي اشاره کرد آن را به آن حضرت دادم، براي من روي آن مهر زد و فرمود: اي حبابه، اگر شخصي ادعاي امامت کرد و همين کار را توانست انجام دهد، بدان که او امام واجب الاطاعه است و امامي است که هر چه را بخواهد، برايش ممانعتي نيست.
حبابه مي گويد: از نزد آن حضرت مرخص شدم.وقتي امير المؤمنين عليه السلام به شهادت رسيد، نزد حسن عليه السلام رفتم، او در جايگاه امير المؤمنين بود و مردم از او سؤالاتي مي پرسيدند .فرمود: اي حبابه و البيه! گفتم: بله مولاي من.فرمود: بياور آنچه را داري.حبابه گويد : سنگ ريزه را به او دادم و آن حضرت مانند امير المؤمنين عليه السلام بر آن مهر نهاد .سپس نزد حسين عليه السلام رفتم، او در مسجد رسول خدا صلي الله عليه و آله بود.مرا نزد خود خواند و ملاطفت و مهرباني نمود.سپس فرمود: براي دليلي که مي خواهي نشانه اي است .آيا نشانه امامت را مي خواهي؟ گفتم: بله سرور من.فرمود: بياور آنچه داري.سنگ ريزه را تقديم کردم و برايم بر آن مهر نهاد.زماني بعد نزد علي بن الحسين عليه السلام رفتم در حالي که پير بودم و مي لرزيدم، نزديک 113 سال از عمرم مي گذشت.آن حضرت را در حال رکوع و سجود عبادت ديدم.از ديدن نشانه مأيوس شدم.با انگشت سبابه به من اشاره کرد، جوانيم بازگشت.عرض کردم: اي سرور من! چه مقدار از دنيا گذشته و چه مقدار مانده است؟ فرمود: آنچه گذشته خوب است و آنچه مانده شر.سپس به من فرمود: بياور آنچه را همراه داري.سنگ ريزه را به آن حضرت دادم و برايم بر آن مهر نهاد.سپس نزد امام باقر عليه السلام رفتم و بر سنگها مهر زد.زماني بعد به خدمت امام صادق عليه السلام رفتم او نيز برايم بر سنگ مهر نهاد.پس از آن نزد امام کاظم عليه السلام رفتم، آن حضرت نيز برايم بر سنگ ريزه مهر زد.پس از آن نزد امام رضا عليه السلام رفتم و آن حضرت هم برايم بر سنگ مهر زد.حبابه نه ماه پس از ملاقات با امام رضا عليه السلام رحلت کرد و آن حضرت وي را در پيراهن خود کفن نمود.مجموع عمر حبابه تقريبا 230 سال بود.
 
قرن چهارم هجري
ام کلثوم عمري، (محدث، متوفي قرن 4 ه) دختر محمد بن عثمان بن سعيد العمري دومين نايب خاص حضرت ولي عصر (عج) در غيبت صغري، بانويي فاضل، و راوي حديث بود.شيخ طوسي به اسناد خود از هبة الله بن محمد، نوه ام کلثوم از وي روايت مي کند که گفت:
حسين بن روح سالهاي زيادي وکيل محمد بن عثمان عمري بود و بر اموال وي نظارت داشت و بزرگان شيعه را از اسرار او آگاه مي کرد.
وي از پدرش محمد بن عثمان و حسين بن روح نوبختي روايت مي کند و ابو نصر هبة الله بن محمد نوه اش از وي نقل روايت مي کند.
 
قرن پنجم هجري
دختر صاحب بن عباد، (عالم، متوفي قرن 5 ه) از زنان فاضل و اديب شيعه، وي از پدر دانشمندش ادب و دانش آموخت.صاحب، علاقه فراواني به او داشت و نيز به دليل محبت و احترام به سادات علوي دخترش را به ازدواج يکي از سادات علوي به نام علي بن الحسين معروف به اخو مسمعي در آورد.دختر صاحب پسري به دنيا آورد که نامش را عباد نهادند.وقتي بشارت تولد نوزاد را به صاحب دادند چند قصيده سرود که مطلع يکي از آنها چنين است:
الحمد: حمدا دائما ابدا*قد صار سبط رسول ا: لي ولدا
وي پس از سال 460 درگذشت.
دختر شيخ مسعود بن ورام، (عالم و محدث، متوفي قرن 5 ه) از زنان دانشمند شيعه است.وي فنون ادب و علوم اسلامي، مخصوصا حديث را از محضر پدرش شيخ مسعود بن ورام فرا گرفت.وي همسر شيخ طوسي بود و از او اجازه داشت و داراي سه فرزند بود: پسر او شيخ ابو علي از علماي شيعه است.يکي از دخترانش، دختران شيخ طوسي، همسر ابو عبد الله محمد بن احمد بن شهريار خازن نجفي است و شيخ ابو طالب حمزة بن ابو عبد الله محمد آل شهريار از بطن وي مي باشد.از ذريه دختر دومش ابن ادريس حلي و سيد بن طاووس به دنيا آمده اند.
ام ابي نصر، (محدث، متوفي قرن 5 ه) دختر ام کلثوم بنت محمد بن عثمان عمري، که محمد بن عثمان دومين نائب خاص امام عصر عليه السلام بود.ام ابي نصر از بانوان عالم فاضل موثق مامون و راوي احاديث و مادر ابو نصر هبة الله بن محمد کاتب است.فرزندش ابو نصر از علما و محدثان و مؤلفان است.
 
قرن ششم هجري
آمنه طباطبايي علوي، (محدث، متوفي قرن 6 ه) از زنان محدث شيعه در قرن پنجم و ششم است .وي دختر عباد بن علي بن حمزه طباطبايي علوي بود و در اصفهان سکونت داشت و از ابو محمد رزق الله تميمي استماع حديث کرد.
آمنه، (محدث، متوفي قرن 6 ه) دختر عبد الکريم بن عبد الرزاق الجنابزي، محدثه اي از محدثات قرن 5 و 6 هجري در اصفهان.زني بسيار با صلاح و دين دار بود.عبد الکريم بن محمد سمعاني از او اخذ حديث کرده است.
خديجه، (محدث و عالم، متوفي قرن 6 ه) دختر عبيري يا عنبري، از زنان فاضل معروف به فخر النساء بود.از دانشمندان مشهور عصر خويش کسب علم کرد و حديث شنيد و بسياري نيز از وي فقه آموختند و روايت حديث کردند.بيش از 90 سال عمر کرد و در سال 570 ه وفات نمود.
دختر سيد مرتضي علم الهدي، (محدث و عالم، متوفي قرن 6 ه) صاحب رياض العلماء ضمن آوردن نام اين بانو، او را به فضل و دانش ستوده است.وي نهج البلاغه را از عموي خود سيد رضي روايت کرده و شيخ عبد الرحيم بغدادي معروف بابن الاخوه از علماي اهل سنت نهج البلاغه را از وي روايت کرده است.قطب الدين راوندي در آخر شرح نهج البلاغه اش سند خود را از طريق عامه به همين عبد الرحيم مي رساند.
قرن هفتم هجري
ام علي، (عالم، متوفي قرن 7 ه) مادر رضي الدين علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن طاووس، از بانوان گرانقدر و عالم و فاضل اماميه بود.برخي شاگردان شيخ علي کرکي در ضمن ذکر اسامي مشايخ، نام ام علي را ذکر کرده و او را ستوده اند.
شريفه، دختر علي بن طاووس، (عالم، متوفي قرن 7 ه) افندي در رياض العلماء نام او آورده و مي گويد: او عالم فاضل، کامل، کاتب و در 12 سالگي حافظ قرآن بود.از سيد بن طاووس اجازه داشت.سيد در کتاب سعد السعود فرمود: اين قرآن را بر دخترم شريفه که حافظ قرآن است و دوازده سال از سن او گذشته وقف کردم، ذلک فضل الله يؤتيه من يشاء.
ام الخير بغدادية، (محدث، متوفي قرن 7 ه) از بانوان مشهور قرن 7 هجري و معروف به حجال النساء، در بغداد مي زيست.از علما و بزرگان زمان خود که تبحري داشتند پيش قدم بوده و به تدريس براي طلاب مي پرداخته است.ابن بطه، ابو المظفر، کاغدي و شجاع حربي را ديده و از آنان حديث شنيده است و به انتشار آن پرداخته است و محدثان بزرگي همچون اسماعيل بن عساکر و قاضي تقي الدين سلمان و ابن سعد و ابن شحنه و فاطمه بنت سلمان و ديگران از او اجازه گرفته اند.اين اين بانو علاوه بر فضل و علم، زهد و ورعي بسيار داشت.چندين بار به مکه معظمه مشرف شد و در سال 640 دعوت حق را لبيک گفت.
 
قرن هشتم هجري
ام علي، (فقيه، متوفي قرن 8 ه) همسر شهيد اول محمد بن مکي عاملي، بانويي عالم فاضل فقيه متقي عابد بود.مرحوم شهيد اول زنها را فرمان مي داد که در احکام دين خود به ام علي رجوع نمايند.
زينب بغداديه، (فقيه، متوفي قرن 8 ه) مادرش فاطمه دختر عباس بغدادي است زني فقيهه فاضله متدين و پرهيزگار و صالح و زاهد و عابد بسياري از زنان مصر و دمشق و بغداد از مواعظ او بهره مي بردند.وي در سال 796 ه وفات کرد.
فاطمه، دختر شيخ محمد بن احمد، (فقيه، متوفي قرن 8 ه) صاحب رياض مي فرمايد: که اين فاطمه بانويي عالم، فقيه و از مشايخ سيد تاج الدين محمد بن معية حسيني بود.و شيخ شهيد قدس سره توسط ابن معيه از او روايت دارد و شيخ عبد الصمد بن احمد به او اجازه داده است .
 
قرن نهم هجري
فاطمه، (فقيه، متوفي قرن 9 ه) دختر شهيد اول، ملقب به ست مشايخ.شيخ حر عاملي در کتاب أمل الامل او را چنين معرفي مي کند: الانسان الخاص و زبدة الخواص و مي فرمايد: اين زن عالم فاضل فقيه صالح و عابد بوده است و من از مشايخ مدح و ثناي او را شنيده ام، اين بانو از ابن معيه که استاد پدرش، شهيد اول بوده روايت دارد.پدرش او را مدح مي کرد و به زنان مي فرمود که به او اقتدا نمايند و در احکام به او رجوع کنند.
دهماء، (عالم، اديب، متوفي سال 837 ه) دختر يحيي بن مرتضي يمني، از زنان عالم فاضل بود و از برادرش مهدي کسب علم نمود.در علم نحو و اصول و منطق و نجوم و رمل و شيمي و شعر يد طولاني داشت.برادرش مهدي کتابي بنام «الازهار» تأليف کرد و اين بانو در چهار جلد به شرح کتاب وي پرداخت و شرحي نيز براي منظومه کوفي در فقه نوشت و شرحي هم بر مختصر منتهي نگاشت.اين بانو مجموعه اي از کمالات بود و طلاب شهر تلا از شهرهاي يمن از او استفاده علمي مي بردند.وي در سال 837 در دنيا را وداع گفت.
خديجه دختر حسن بن علي بن عبد العزيز، (محدث، عالم، متوفي سال 841 ه) در کتاب خيرات حسان مي نويسد: اين بانو عالم و محدث پرهيزگار و صالح و حافظ قرآن بود و تجويد را کاملا مي دانست و همواره به علم فقه مشغول بود و به آن اشتهار داشت، از احمد بن موازيني کسب علم نموده و در سال 841 ه وفات نمود.
بلقيس، (فقيه، متوفي قرن 9 ه) دختر محمد بدر الدين بن سراج الدين بلقيني (عالم، متوفي سال 861 ه) جدش سراج الدين استاد ابن حجر عسقلاني بود.به نوشته اعتماد السلطنة: «با آنکه خانواده او همه اهل علم و فضل اند، اما وجود اين زن اسباب افتخار و اشتهار آنها گرديده و علم و دانش و زهد و صلاح او مشهور است...ده سال آخر عمر خود را در راه سلوک و ايقان و طريق رياضت و عرفان طي مقامات مي نموده و او را از مشايخ طريقت شمرده اند .» وي پس از 60 سالگي در سال 861 ه در گذشت.»
حليمة اسحاقية، (عالم و محدث، متوفي سال 861 ه) شريفه، حليمه اسحاقيه دختر سيد عز الدين اسحاقي، از خاندان سادات بني زهره حلبيين است.اين بانو از سادات عالم، فاضل و راوي حديث بوده است.پدرش سيد عز الدين اسحاقي از بزرگان اشراف در حلب بوده و خاندان بني زهره به علم و سيادت مشهور بوده اند.سيده حليمه، شب يکشنبه، يازدهم محرم سال 861 ه در حلب فوت کرد و در سفح جبل الجوشن به خاک سپرده شد.
آسيه، (محدث، متوفي سال 872 ه) دختر جار الله صالح شيباني طبري زني صاحب کمالات و محدث بود.محمد بن محمد سخاوي و جمع ديگري به او اجازه دادند و علامه سيوطي از او اخذ حديث کرده و به محمد بن عبد الرحمن ابن شمس الدين سخاوي اجازه داده است.وي در رجب سال 796 در مکه متولد و در سال 872 در همان شهر فوت کرد.
 

قرن يازدهم هجري
دختر شيخ علي منشار عاملي، (فقيه، محديث، متوفي قرن 11 ه)، همسر شيخ بهايي، از زنان فقيه و محدث شيعه در قرن يازدهم هجري بود.پدرش در زمان سلطنت شاه طهماسب اول صفوي (م 984 ه)، شيخ الاسلام اصفهان بود.وي تنها فرزند خانواده بود، نزد پدرش فقه و حديث فرا گرفت و با شيخ بهايي ازدواج کرد.روزي که به خانه همسرش رفت تعداد زيادي کتاب در علوم و فنون مختلف به همراه جهازش با خود برد.صاحب رياض به نقل از علما و فضلاي سالخورده و معتمد که وي را درک کرده بودند مي نويسد: او در کودکي فقه و حديث و علوم ديگر را تدريس مي کرد و زنان نزد او درس مي خواندند.به گفته برخي از فضلاي آن زمان، وي دانش فراوان و فضل زيادي داشت.زماني که پدرش درگذشت همه اموال و املاک، از جمله کتابهاي او که چهار هزار جلد مي شد به دخترش به ارث رسيد.بسياري از اين کتابها را دختر منشار از هند با خود به همراه آورده بود.وي مدتي پس از مرگ همسرش زنده بوده است.
ام الخير کاشاني، (فاضل، شاعر، متوفي سال 1079 ه) وي دختر ملا محسن فيض کاشاني (1007 1091 ه) و اين بانو از زنان فاضل، شاعر و اديب عصر خويش بود.در 15 جمادي الاخري سال 1037 در شهر کاشان به دنيا آمد و در 27 ماه رمضان 1079 ه از دنيا رفت.
بدريه، (فيلسوف، اديب، متوفي سال 1090 ه) دختر ملا صدراي شيرازي ملقب به ام کلثوم از زنان فاضل، اديب و پرهيزگار بود.وي علوم و فلسفه را نزد پدرش ملاصدرا فرا گرفت و در حدود سال 1034 ه به ازدواج ملا عبد الرزاق لاهيجي مشهور به فياض در آمد.سپس نزد همسرش درس خواند تا آنکه در اغلب علوم استاد شد.مي گويند که وي با علماجلسات علمي برگزار مي کرد .او خواهر صدريه و زبيده و مادر ميرزا حسن معروف به کاشفي (1121 ه)، صاحب کتابهاي شمع اليقين و زواهر الحکم است.وي در سال 1019 ه متولد و در سال 1090 ه وفات نمود.
صدريه، (متکلم، فيلسوف، عارف، متوفي قرن 1097 ه) زينب از زنان عالم، متکلم، فيلسوف، عارف، زاهد و سخنور بود.وي نزد برادرش ميرزا ابراهيم علم و دانش آموخت و در کنار پدر و همسرش به تکميل علوم پرداخت.از همسرش داراي سه فرزند شد که همگي از علماي زمان خود بودند.وي در جمادي الاولي سال 1097 ه درگذشت.
زبيده، (عالم، اديب، مفسر، متوفي قرن 11 ه) دختر ملا صدراي شيرازي و خواهر بدريه و صدريه از زنان عالم، فاضل، اديب و مفسر قرن يازدهم بود.زبيده نزد پدر و خواهرش بدريه درس خواند و در ادبيات و تفسير به مقام استادي رسيد و حافظ قرآن شد.او با معين الدين محمد فسايي ازدواج کرد و از او کمال الدين محمد معروف به ميرزا کمالا را به دنيا آمد.فرزندش را نيز ادبيات آموخت تا اينکه از اساتيد مبرز اين رشته شد.
ام ابيها، زينب دختر شاه مرتضي کاشاني و خواهر ملا محسن فيض کاشاني بود (عالم، اديب، متوفي قرن 11 ه) از زنان عالم، فاضل، اديب و شاعر متولد در قرن 11 هجري است.وي و در زمان خود از زنان شاعر و سخنور کاشان به شمار مي رفت و زينب با يکي از عموزادگانش ازدواج کرد.
حميده رويدشتي، (عالم، رجالي، متوفي قرن 11 ه) دختر محمد شريف بن شمس الدين محمد رويدشتي اصفهاني معروف به ملا شريفا است.افندي صاحب رياض در توصيف شخصيت اين بانو آورده است : او رحمة الله عليها فاضل عالم و استاد بانوان عصر خود و بازمانده فضلاي سرشناس، و در بين مردم زني پرهيزگار بود، از او بر برخي کتابهاي حديثي مانند «استبصار» شيخ طوسي، حواشي و تدقيقاتي بر جاي مانده که نشانگر نهايت فهم اوست و دلالت بر دقت نظر و اطلاع وي مي کند.به خصوص در آنچه مربوط به تحقيق در علم رجال است.و من نسخه اي از استبصار را ديده ام که تا آخر کتاب را حاشيه زده بود و گمان مي کنم به خط خود او بوده است، پدرم قدس سره بارها حواشي او را در حاشيه هاي کتب حديث نقل مي کرد و مي گفت که نيکو نوشته و آن را تحسين مي نمود.نسخه اي از کتاب «استبصار» در نزد ماست که حواشي حميده به خط پدرم تا آخر کتاب صلاة بر آن است و داراي فوايد نيکويي مي باشد» .
چنان که آمد، اين بانو در شناخت علم رجال جايگاهي والا داشته است و از جمله آثار اوحواشي بر کتب اخبار است که از آن به عنوان رجال حميده نام برده شده است.تحصيلات عمده اين بانو نزد پدرش بوده.با توجه به ويژگيهاي اخلاقي و علمي حميده، پدرش او را مي ستود و گاهي به مزاح مي گفت: «حميده ربطي به رجال دارد» ، يعني: به علم رجال توجه دارد و زماني نيز به صورت شوخي او را علامتة، با دو تاء مي خوانده و عنوان نموده که يکي از اين دو تاء براي تأنيث و ديگري علامت مبالغه است.»
به نوشته صاحب رياض: «از مسائل شگفت آور اين است که اين دختر با اصرار مادرش با مردي نادان از خويشاوندان که اهل روستاي رويدشت بوده ازدواج نموده است.
 
 
قرن دوازدهم هجري
خواهر ملا رحيم اصفهاني، (عالم، متوفي قرن 12 ه) بانويي که در برخي کتابهاي تذکره از او به عنوان اخت ملا رحيم نام برده شده است، از زنان دانشمند اواخر عصر صفوي نيمه اول قرن 12 ه بوده است.شهرت پدر او «ملاي کراني» بوده و همانطور که آمد برادرش ملا عبد الرحيم نام داشته و ساکن محله کران بوده است.و سال تولد و وفات وي ضبط نشده است.
مؤلف رياض العلماء که با وي معاصر بوده، نوشته است: اين بانو الان در اصفهان سکونت دارد و از دانشمندان معروف است و من از حضور پدر و برادرش استفاده هاي علمي برده ام.خطش در غايت خوبي است، نسخ و نستعليق را خوب مي نويسد، بعض فوائد او را به خط خودش ديده ام که از آن جمله «شرح لمعه» را به نسخ بسيار عالي نوشته بود.
آمنه بيگم مجلسي، (عالم، فقيه، محدث، متوفي قرن 12 ه) از زنان عالم، محدث و فقيه است .وي دختر ملا محمد تقي مجلسي و خواهر علامه محمد باقر مجلسي است و از زنان عالم، محدث و فقيه است.
آمنه بيگم از کمال و جمال برخوردار بود.وي در خانواده علم و فضيلت و تقوا پرورش يافت و مدارج ترقي را تا درجه اجتهاد به سرعت پيمود.پدرش، ملا محمد صالح مازندراني را که از افاضل شاگردان خود و مردي تهيدست ولي با تقوا و مورد احترام و علاقه و اعتمادش بود جهت ازدواج به او پيشنهاد کرد.و آمنه بيگم نيز با اين بيان که «فقر و تنگدستي عيب مردان نيست» ، موافقتش را با اين ازدواج اعلام داشت.
آمنه بيگم زني پرهيزگار و مجتهد بوده است.آقا احمد بهبهاني (1) او را «فاضله مقدسه مجتهده» مي نامد و صاحب رياض نيز از او اينگونه ياد مي کند: «آمنه ...فاضله عالمه صالحه متقيه است...شنيده ام همسرش با همه فضل و دانشي که دارد بعضي از مشکلات قواعد علامه حلي را از او استفسار مي کند.آمنه خاتون خواهر استاد استناد ما (علامه مجلسي) مد ظله است.»
با توجه به اينکه صاحب رياض اين مطلب را در زمان حيات استاد خود، علامه مجلسي دوم نوشته، مؤيد آن است که آمنه بيگم قبل از اين تاريخ هم صاحب فضل و کمال بوده است.
مؤلف رياحين الشريعه به استناد يک نسخه خطي رياض العلما (موجود در کتابخانه ملک)، دو اثر به آمنه بيگم نسبت مي دهد: شرح الفيه ابن مالک و ديگر شرح شواهد سيوطي.مؤلف رياض الجنه نيز ضمن تمجيد فضايل و کمالات وي مي نويسد که کتابي بسيار خوب در فقه تا پايان عبادات تأليف کرده است.
علاوه بر اين، وي در گردآوري اخبار بعضي از مجلدات بحار الانوار به برادرش نيز کمک مي کرده است.بعدها نيز همسرش با همه علم و فضلي که داشت در حل بعضي از مسائل علمي با وي مباحثه و مذاکره مي نمود.مرحوم آيت الله بروجردي که از نوادگان بزرگ آمنه بيگم بود در رساله اي که راجع به سلسله خاندان خود و انتساب آنها به خاندان هاي علمي شيعه نوشته، به دستخط جد اعلايش، سيد محمد طباطبايي اصفهاني در پايان رساله خطي مواليد پيغمبر و ائمه عليهم السلام، پس از نقل داستان ابن قولويه راجع به بازگرداندن حجر الاسود توسط قرامطه به مکه معظمه و نصب آن در جاي خود نوشته است: «اين داستان از جده ام، ثقه عالمه فاضله زاهده عابده، آمنه، از پدرش علامه مولي محمد تقي مجلسي نقل شده است.» اين مطلب مبين آن است که آمنه بيگم چه پايگاه والايي در نزد بزرگان علما داشته است.
وي مادر فرزندان عالم و نوادگان بزرگ است که از ميان آنها تاکنون دهها مجتهد، مرجع تقليد و دانشمند بلند آوازه ديني برخاسته اند.تاريخ فوت آمنه بيگم مشخص نيست.
دختر ملا عزيز الله مجلسي، (عالم، فقيه، محدث، متوفي قرن 12 ه) نوه ملا محمد تقي، مجلسي اول و برادر زاده علامه مجلسي بوده است.از زنان محدث و فقيه در خاندان علم و فضيلت و تقوا پرورش يافت و فقه و حديث را فرا گرفت.مؤلف ريحانة الادب، او را از ارباب کمال، بلکه در شمار علما و (صاحب) رساله هاي متعدد در مسائل فقهي دانسته و يک حاشيه بر کتاب من لا يحضره الفقيه به او نسبت داده است.
ام سلمه کاشاني، (عالم، محدث، شاعر، متوفي سال 1114 ه) فاطمه کاشاني مکني و مشهور به ام سلمه، از زنان عالم، فاضل، محدث، اديب و شاعر عصر خود بوده است.وي دختر شيخ محمد علم الهدي و نوه ملا محسن فيض کاشاني بود.اين بانو مقدمات علوم اسلامي را از خواهرانش و فقه و اصول را از عموهاي خود، ابو حامد محمد مشهور به نور الهدي و معين الدين احمد فرا گرفت و به تکميل علوم نزد پدرش پرداخت.فاطمه از پدر و دو عمويش اجازه روايت داشت و از آنان روايت مي کرد.همسر وي زين الدين علي از بستگان او بوده است.وي در شهر کاشان رخت از جهان بربست.
دختر مولي رحيم اصفهاني، (عالم، زنده تا سال 1130 ه) از زنان عالم و نويسنده، ساکن محله کران اصفهان بود.علوم و فنون اسلامي را نزد پدر و برادرش فرا گرفت.صاحب رياض که معاصر او بوده است وي را از دانشمندان و نويسندگان زمان خود ياد کرده و برخي از آثارش را به خط او ديده است، از جمله شرح لمعه که در نهايت زيبايي بوده است.وي به خط نسخ و نستعليق مي نوشت.وي تا سال 1130 زنده بوده است.
ام سلمه بيگم شيرازي، (عارف، عالم، زنده تا سال 1163 ه) از بانوان دانشمند است، وي کتاب جامع الکليات را در سير و سلوک و عرفان به زبان فارسي در چهارده مقاله تأليف کرده است .
فاطمه رويدشتي، (عابد و فاضل، متوفي قرن 12 ه) دختر حميده رويدشتي و از زنان عابد و فاضل است.صاحب رياض که معاصر او بوده شرح حالش را چنين مي نويسد: اين دختر هم مانند مادرش فاضل، عالم عابد با تقوا بود و اطلاعي ندارم که تأليفي داشته باشد.او نيز استاد زنان عصر خود بود.وي اغلب اوقات در خانه خاندان وزير مرحوم، خليفه سلطان در اصفهان است .
آمنه خانم اصفهاني، (عالم، فاضل، متوفي قرن 12 ه) از زنان فاضل و عابد و زاهد و از سادات عالي قدر و خواهر امير صالح خاتون آبادي داماد علامه مجلسي بود.شهرت سيادت آل شريف به سبب سيادت همين آمنه خانم بوده است.او همسر شيخ عبد الکريم صغير اصفهاني، مادر شيخ باقر نجفي و مادر بزرگ محمد حسن صاحب الجواهر است.
 
 
قرن سيزدهم هجري
رقيه خانم، (عالم، فاضل، متوفي قرن 13 ه) وي دختر آقا محمد علي بهبهاني و مادرش، دختر الله وردي بيگ بيگدلي از زنان عالم و فاضل بود.وي با عموزاده خود، آقا عبد العلي ازدواج کرد.مدتي پس از آن پدرش درگذشت.رقيه خانم در آخر عمر مجاورت کربلا اختيار نمود و هم در آنجا در گذشت.
ملا فضه، (عالم، اديب، زنده تا سال 1249 ه) فرزند شيخ احمد بلاغي و همسر شيخ حسن بلاغي از زنان عالم، فاضل، اديب و خوشنويس بود.به نوشته اعيان الشيعه، وي قرآن و ادبيات عربي را نزد پدرش و فقه و اصول را نزد علماي خانواده اش فرا گرفت و از آنان اجازه دريافت کرد.سرپرستي تدريس اصول و فقه و حديث را بر عهده داشت و بعضي از طلاب در درس او حاضر مي شدند و برخي علما کتاب قوانين ميرزاي قمي را نزد او خواندند، زيرا او از ميرزا اجازه داشت.
به نوشته حسن صدر در تکمله امل الامل، اين بانوي فاضل و جليل خط خوشي داشت و خانواده اش از راه استنساخ او امرار معاش مي کردند.بعضي کتابها را به خط خودش نوشته است که از جمله آنها کشف الغطاء و کفايه حاج ملا هادي سبزواري است.وي تا ذو القعده 1249 زنده بوده است .
نوري جهان، (عالم، فاضل، زنده تا سال 1224 ه) فرزند حاج عبد الغفار تهراني و از زنان فاضل بود.وي کتاب نجاة المسلمات را به خواهش جمعي از زنان نوشت و آن را به دو بخش تقسيم کرد.بخش اول در احکام و اعمال لازم براي بانوان که آن را از کتابهاي مجتهدان گردآوري کرد، و بخش دوم آداب اخلاقي لازم براي ايشان که از کتاب حلية المتقين علامه مجلسي انتخاب نمود.وي تا سال 1224 زنده بوده است.
آمنه بيگم حائري، (مجتهد، متوفي سال 1243 ه) دختر آقا محمد باقر بن محمد اکمل اصفهاني، معروف به وحيد بهبهاني.وي شاگرد پدر خويش و همسر سيد علي طباطبايي صاحب رياض و مادر سيد محمد مجاهد و سيد مهدي طباطبايي بود.از تأليفات او مبحث حيض از کتاب رياض همسر خويش است.وي به سال 1243 ه در کربلا در گذشت و نزد فرزندش سيد محمد مجاهد دفن شد.ام کلثوم برغاني، (فقيه، فاضل، متوفي سال 1268 ه) دختر شيخ محمد تقي معروف به شهيد ثالث است.وي مقدمات علوم اسلامي و ادبيات عرب را نزد عمه پدرش ماه شرف آموخت، سپس فقه و اصول را از پدر و عمويش شيخ محمد صالح برغاني فرا گرفت و در حکمت و فلسفه در درس ملا آقا حکمي قزويني حاضر شد.ام کلثوم با پسر بزرگ عمويش شيخ عبد الوهاب برغاني ازدواج کرد.او در قزوين، تهران و کربلا براي زنان حوزه درس داشت.کتابخانه اش را براي همه طلاب علوم ديني وقف کرد و توليت آن را به همسرش و پس از وفات او به برادر همسرش شيخ حسن قرار داد.از تأليفات اوست تفسير سوره فاتحة الکتاب مي باشد.وي در حدود سال 1268 وفات نموده است.
آمنه خانم قزويني، (مجتهد، عابد، متوفي سال 1269 ه) و دختر شيخ محمد علي قزويني از علماي قزوين، و نوه سيد حسين قزويني و مادرش ربابه خانم بود.در حدود هفده سالگي با شيخ محمد صالح برغاني ازدواج کرد.
او در آغاز نزد برادرش شيخ عبد الوهاب قزويني درس خواند، سپس در درس فقه و اصول همسرش حاضر شد و حکمت و فلسفه را از ملا آقا حکمي قزويني در مدرسه صالحيه فرا گرفت و در درس شيخ احمد احسايي در قزوين حضور يافت تا اينکه به درجه بالايي از علم و فضل رسيد.همسرش، ملا محمد صالح، زنان را در احکام و مسائل شرعي به رجوع و عمل به دستورات او سفارش مي کرد .آمنه خانم حوزه درسي براي زنان در کربلا و قزوين برپا کرد.وي از همسر و برادرش و شيخ احمد احسايي اجازات مفصلي داشت.
از آثار او قصيده اي طويل در چهارصد و هشتاد بيت از زبان حضرت زينب عليها السلام در حوادث کربلا و بعضي رساله هاي ديگر است.
بسياري از مردان و زنان اين خانواده اهل علم و فضل و تقوا بودند.وي در سال 1269 جهان را بدرود گفت.
سيده فاطمه قزويني، (عالم، مفسر، محدث، متوفي سال 1270 ه) دختر سيد حسين قزويني بود .او نزد پدرش و سيد محمد مهدي بحر العلوم و عمويش سيد حسن قزويني درس خواند و هنگامي که به سن رشد و کمال رسيد با شيخ محمد علي فرزند شيخ عبد الکريم قزويني ازدواج کرد.سپس در درس فقه و اصول و حديث همسرش حضور يافت تا اينکه در اغلب علوم حديثي و عقلي نابغه شد.علاوه بر اين او حافظ قرآن و خطيب و سخنور ماهري بود، منبر مي رفت و صدايي بلند و رسا داشت و در وعظ و خطابه توانا بود.فاطمه سخنراني مي کرد و درس مي داد و زنان از مجلس درس، وعظ و سخنراني او استفاده مي کردند.وي بسيار پارسا و با تقوا بود، وي سه پسر داشت که همه از علماي زمان خود بودند.دخترش آمنه خانم قزويني نيز همانند مادر، از زنان عالم، فاضل، اديب و شاعر بود.وي در سال 1270 جهان را بدرود گفت.
سلطان خانم، (عالم، محدث، زنده تا سال 1294 ه) پدرش آزادخان نايب چاپارخانه يزد و کرمان بود.سلطان خانم دو کتاب تأليف کرد: نخست مجمع الاحاديث در شرح بعضي مسائل ديني و احاديث مشکل به صورت پرسش و پاسخ، که در ذيحجه سال 1293 ه نوشت.ديگر انوار التحقيق که مشتمل بر سه مقاله در عرفان است و در شوال 1294 ه به خط شکسته نستعليق نوشته است.وي تا سال 1294 زنده بوده است.
نسمه خاتون [يا حبابه ]، (عالم، زاهد، متوفي سال 1295 ه) دختر فقيه نامور شيخ جعفر نجفي مشهور به کاشف الغطاء و همسر شيخ محمد تقي ايوان کيفي معروف به نجفي صاحب «حاشيه بر معالم» بوده است.او را زني فاضل، عالم، زاهد، با منزلت و کفايت توصيف کرده اند.از فرزندان او يکي حاج شيخ محمد باقر نجفي مسجد شاهي و ديگري شهربانو خانم بوده است.شهربانو خانم از زنان صالح و عابد بود.نسمه خاتون در حدود سال 1295 هق در اصفهان وفات يافت و در قبرستان تخت فولاد در تکيه مادر شاهزاده و برابر قبر شوهرش مدفون گشت.
ربابه خانم، (فقيه، فيلسوف، متکلم، محدث، متوفي حدود سال 1297 ه) دختر ملا محمد صالح برغاني و آمنه خانم قزويني از زنان فاضل، سخنور، محدث و متکلم بود.او از خاندان علم و دانش بود که بسياري از مردان و زنان آن از علما و فضلاي مبرز زمان خود به شمار مي رفتند .
وي مقدمات زبان عربي و ادبيات را در خانواده اش فرا گرفت و فقه و اصول و تفسير و حديث را از پدر و عمويش ملا محمدتقي برغاني، معروف به شهيد ثالث، آموخت.يک دوره حکمت و فلسفه را نزد آخوند شيخ ملا آقا حکمي گذراند و در عرفان نزد عمويش ملا علي برغاني و برادرش ميرزا عبد الوهاب برغاني قزويني تتلمذ کرد.
هنگامي که به سن رشد و مرتبه کمال رسيد با ميرزا هبة الله رفيعي قزويني ازدواج نمود .او در جايگاه درس و وعظ و ارشاد قرار گرفت و به استنباط احکام شرعي مي پرداخت و در مسائل فقهي و علمي فتوا مي داد و به نظر و احکام خود عمل مي کرد، تا جائي که اميد و پناهگاه مستمندان و درماندگان بود در سخنراني ها و مجالسش فراوان از ناصر الدين شاه ودرباريان و نزديکانش انتقاد و بدگويي مي کرد و به خاطر جايگاه والاي علمي او هيچگاه ناصر الدين شاه معترض او نگرديد.وي در حدود سال 1297 زندگي را بدرود گفت.
پي نوشت:
1 به نوشته آقا احمد بهبهاني در مرآت الاحوال جهان نما، ملا محمد صالح در شب زفاف پس از شکر و حمد الهي به گوشه اي رفت و تا پاسي از شب مشغول مطالعه شد و صبح زود براي مباحثه يا تدريس از خانه بيرون رفت و آمنه بيگم که ناظر کار وي و متوجه مشکل علمي او شده بود پس از رفتن همسرش حل آن را بر روي کاغذي نوشت و در لاي کتاب گذاشت.شب بعد که ملا محمد صالح کتاب را گشود و نوشته را ديد و دانست که از همسر فاضله اوست سجده شکر به جا آورد و تا صبح مشغول عبادت و مطالعه شد و بدين ترتيب تا سه شب زفاف به تأخير افتاد .

 
شما هم برای بانوان عالمه مسلمان قرن سوم تا قرن سيزدهم هجري نظر دهید  

 
 
 
          
نظرات کاربران برای بانوان عالمه مسلمان قرن سوم تا قرن سيزدهم هجري  

هیچ نظری برای این مقاله ثبت نشده است