سه شنبه بیست و یکم آذرماه سال 1396 خورشیدی
انتظار فرج
حضرت يونس علیه السلام احتمالاً نزديك ترين پيامبر به رسول گرامي اسلام صلّي الله عليه و آله و سلّم مي باشد. او از جمله پيامبراني است كه مبلّغ دين حضرت عيسي بودند. قوم او تنها قومي است كه وعده عذاب الهي را جدي گرفتند و نگران شدند. اينان مردماني بودند كه در بار اول،...
دفعات مشاهده: 5820 • تاریخ درج : جمعه 19 فروردین 1390  •
حضرت يونس عليه السلام
حضرت يونس علیه السلام احتمالاً نزديك ترين پيامبر به رسول گرامي اسلام صلّي الله عليه و آله و سلّم مي باشد. او از جمله پيامبراني است كه مبلّغ دين حضرت عيسي بودند. قوم او تنها قومي است كه وعده عذاب الهي را جدي گرفتند و نگران شدند. اينان مردماني بودند كه در بار اول، نه تنها به سخنان يوسف گوش نمي سپردند بلكه او را در معرض آزار و اذيت قرار داده بودند و روزگار را بر او سخت گرفتند. اين قوم در كار خود آن قدر اصرار ورزيدند كه يونس از هدايت نااميد شد. پس از خداي سبحان خواست تا اين قوم بدكار را چون اقوام ديگري كه حرف پيامبرشان را نشنيدند، عذاب كند.
دعايش مستجاب شد و به سوي او وحي آمد كه در فلان وقت، عذاب الهي بر آنها نازل خواهد شد. يونس با چند تن كه به او ايمان آورده بودند، از آن ديار خارج شدند.
مردم فهميدند كه يونس آنها را نفرين كرده است و به زودي عذاب الهي بر آنها فرود خواهد آمد. لذا انابه كنان سر به صحرا و بيابان نهادند و به ناله و زاري برخاستند كه اگر عذاب الهي از آنان برطرف شود، ايمان خواهند آورد و منتظر او بودند تا به ميانشان برگردد.
وقتي يونس بعد از مدتي چند به آن ديار برگشت ديد كه مردمان هنوز زنده هستند.
در شگفت شد و پرسيد: اينجا چه رخ داده است. گفتند: ما پيامبري داشتيم به نام يونس، او ما را نفرين كرده و از ميانمان رفت. ما توبه كرديم و خداوند نيز عذابش را از ما برطرف ساخت. اكنون ما منتظر يونس هستيم كه بازگردد و هدايت ما را دوباره به دست گيرد.
يونس گمان فريبي در كار اينان است و دورغ مي گويند. پس مقداري رنجديده شد و به سوي ساحلي رفت و سوار كشتي شد. همراه مسافران روانه دريا شد. در ميان راه طولاني سهمگين, آبهاي دريا را به تلاطم درآورد. كشتي در حال غرق شدن بود. مسافران به فكر چاره شدند. گفتند: بايد كسي را قرباني نمود تا ديگران از اين طوفان در امان بمانند.
قرعه زدند و يونس انتخاب شد. او را به دريا انداختند. ماهي غول پيكر در دم او را بلعيد. مدتي چند يونس به اذن خداوند در شكم آن ماهي بود. پي برد كه تقصير از او سر زده است.
پس دست دعا به سوي درگاه احديت بلند كرد و گفت: بار خدايا‌ ! من بر نفس خود ظلم كردم. اگر تو مرا نبخشي همانا از جمله كساني خواهم بود كه خسراني عظيم در انتظار آنها است. خداوند او نداي او را پاسخ گفت و به داد او رسيد. ناگاه ماهي او را به روي آب انداخت. او خود را به ساحل رساند و به ميان قوم خود برگشت. مدتهاي مديد يونس در ميان قوم خود هادي و راهنماي آنها بود.
 
بیشتر بدانید :   • یونس     • عیسی     • عذاب    
شما هم برای حضرت يونس عليه السلام نظر دهید  

 
 
 
          
نظرات کاربران برای حضرت يونس عليه السلام  

هیچ نظری برای این مقاله ثبت نشده است