سه شنبه بیست و یکم آذرماه سال 1396 خورشیدی
انتظار فرج
خداوند به حضرت سليمان علیه السلام نعمتهاي فراوان داد. در قرآن ميفرمايد: « باد را به تسخير سليمان قرار داديم ». بعضي از ديوها و اجنّه را نيز در اختيار او قرار داد تا از آنها در كارهاي دشوار استفاده كند. غير از اين موارد، به سليمان زبان پرندگان آموخت تا بتواند از...
دفعات مشاهده: 5287 • تاریخ درج : جمعه 19 فروردین 1390  •
حضرت سليمان عليه السلام
خداوند به حضرت سليمان علیه السلام نعمتهاي فراوان داد. در قرآن ميفرمايد: « باد را به تسخير سليمان قرار داديم ».
بعضي از ديوها و اجنّه را نيز در اختيار او قرار داد تا از آنها در كارهاي دشوار استفاده كند. غير از اين موارد، به سليمان زبان پرندگان آموخت تا بتواند از نواها و ناله هاي آنها مطّلع شود و ضمير آنها را بخواند.
سليمان به وسيله اجنه، قصري با شكوه ساخت و آن را مركز حكمراني خود قرار داد.
روزي يكي از پرندگان براي او خبر آورد كه در همسايگي مملكت تو زني صاحب كمال و جمال وجود دارد كه صاحب ملكي با شكوه است و مردمانش خورشيد پرست هستند. شيطان بر ارواح و اراده هاي آنان مسلّط و آنها را از راه حق منع و به راه كفر و ضلال انداخته است.
سليمان خطاب به هُدهُد گفت: به زودي معلوم مي كنم كه آيا راست گفته اي يا دروغ. آنگاه به هدهد گفت: نامه مرا به قصر آنها ببر. خود را در مكاني مخفي نما و هوش دار كه چه مي گويند.
نامه سليمان به ابن مضمون بود: به نام خداوند بخشنده مهربان. اي مردمان! اين نامه اي است از سليمان. آيا خود را برتر از من می دانيد؟ سربلندي و تكبر نكنيد. به سوي من ايمان آوريد و مسلمان شويد.
هدهد نامه را در قصر افكند. يكي از درباريان آن را يافت و به بلقيس داد. بلقيس نامه را خواند. سران نظامي و سياسي را خواست و آنها را از مضمون نامه آگاه كرد و راه چاره خواست.
سياستمداران و لشكرداران گفتند: ما تمام و كمال در اختيار توأيم. امر، امر توست. هر چه فرمايي ما انجامش مي دهيم.
بلقيس گفت: من هديه اي براي او مي فرستم. منتظر مي مانم تا رسولانم جوابي متناسب بياورند. اين هديه او را بر ما خواهد  شناساند و معلوم خواهد كرد كه اگر پادشاه است ميل به دنيا خواهد كرد و هديه ما را نيز خواهد پذيرفت.
در اين صورت خواهيم دانست كه قدرت ندارد تا بر ما غالب شود. اگر هم نپذيرفت، معلوم مي شود كه قدرت خارق العاده اي دارد و ما را ياراي مقابله با او نخواهد بود.
چون پيكهاي بلقيس به همراه هدايا نزد سليمان آمدند و هدايا را به سليمان پيش كش كردند، سليمان با ناراحتي گفت: آيا مرا امداد و اعانت به حال خود ميكنيد؟ حال آنكه آنچه خداوند به من داده است، بهتر از آنچه است كه شما به من ميدهيد. پس رو به فرستادگان بلقيس نموده گفتند: با تمام هدايايي كه آورده ايد، برگردید. بدانيد كه من با لشكري عظيم كه تاب مقاومت را از شما بستاند، به سویتان خواهم آمد و مغلوبتان خواهم ساخت.
فرستاده هاي بلقيس بازگشتند: آنچه را از سليمان ديده و شنيده بودند براي او بيان كردند.
بلقيس چاره اي جز تسليم نديد. پس به سوي سليمان روانه شد.
سليمان از نيّت آنها آگاه شد. به اطرافيان گفت: مي خواهم قبل از اينكه بلقيس وارد كاخ من شود،‌ تخت او اينجا حاضر باشد. هر كس چاره اي انديشيد، فردي از جنّيان گفت: اي سليمان! من مي توانم تخت او را قبل از آنكه از جاي برخيزي، حاضر كنم.
سليمان گفت: زودتر از آن، آيا كسي مي تواند اين كار را انجام دهد؟ آصف برخيا كه وزير سليمان بود گفت اي رسول خدا من به اذن خدا، مي توانم قبل از آنكه چشم را بر هم بنهي، تخت را حاضر كنم. پس نام خداي را بر زبان جاري ساخت و تخت را حاضر شد. بلقيس وارد كاخ شد. قدرت سليمان را ديد، از شرك و خورشيد پرستي روي گرداند و به سليمان و خداي او ايمان آورد.
 
بیشتر بدانید :   • سلیمان     • قرآن     • اجنه     • قصر    
شما هم برای حضرت سليمان عليه السلام نظر دهید  

 
 
 
          
نظرات کاربران برای حضرت سليمان عليه السلام  

هیچ نظری برای این مقاله ثبت نشده است