سه شنبه بیست و یکم آذرماه سال 1396 خورشیدی
انتظار فرج
در این آیه روی سخن به افراد با ایمان است و به آنها سه دستور برای رستگار شدن داده شده: نخست می گوید: «ای کسانی که ایمان آورده اید: تقوا و پرهیزگاری پیشه کنید. «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله». سپس دستور می دهد که «وسیله ای برای تقرب به خدا انتخاب نمائید». «و...
دفعات مشاهده: 5160 • تاریخ درج : یک شنبه 21 فروردین 1390  •
تـوسّـل
حقیقت توسل
در این آیه روی سخن به افراد با ایمان است و به آنها سه دستور برای رستگار شدن داده شده:
نخست می گوید: «ای کسانی که ایمان آورده اید: تقوا و پرهیزگاری پیشه کنید.
«یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله».
سپس دستور می دهد که «وسیله ای برای تقرب به خدا انتخاب نمائید».
«و ابتغوا الیه الوسیله»
و سرانجام «دستور به جهاد در راه خدا می دهد».
«و جاهدوا فی سبیله»
و نتیجه همه آنها این است که «در مسیر رستگاری قرار گیرید».
«لعلکم تفلحون»
موضوع مهمی که در این آیه باید مورد بحث قرار گیرد دستوری است که درباره انتخاب «وسیله» در این آیه به افراد با ایمان داده شده است.
«وسیله» در اصل به معنی تقرب جستن و یا چیزی که باعث تقرب به دیگری از روی علاقه و رغبت می باشد.
بنابراین وسیله در آیه فوق معنی بسیار وسیعی دارد و هر کار و هر چیزی را که باعث نزدیک شدن به پیشگاه مقدس پروردگار می شود شامل می گردد که مهمترین آنها ایمان به خدا و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و جهاد و عبادات همچون نماز و زکات و روزه و زیارت خانه خدا و همچنین صله رحم و انفاق در راه خدا اعم از انفاقهای پنهانی و آشکار و همچنین هر کار نیک و خیر می باشد. همانطور که علی علیه السلام در «نهج البلاغه» فرموده است:
«ان افضل ما توسل به المتوسلون الی الله سبحانه و تعالی الایمان به و برسوله و الجهاد فی سبیله فانه ذروة الاسلام، و کلمة الاخلاص فانها الفطرة و اقام الصلاة فانها الملة، و ایتاء الزکاة فانها فریضة واجبة و صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب و حج البیت و اعتماره فانهما ینفیان الفقر و یرحضان الذنب، و صلة الرحم فانها مشراة فی المال و منساة فی الاجل، و صدقة السر فانها تکفر الخطیئة و صدقة العلانیة فانها تدفع میتة السوء و صنائع المعروف فانها تقی مصارع الهوان..»
یعنی: «بهترین چیزی که به وسیله آن می توان به خدا نزدیک شد ایمان به خدا و پیامبر او و جهاد در راه خدا است که قلّه کوهسار اسلام است، و همچنین جمله اخلاص «لا اله الا الله» که همان فطرت توحید است، و برپا داشتن نماز که آئین اسلام است، و زکوة که فرضیه واجبه است، و روزه ماه رمضان که سپری است در برابر گناه و کیفرهای الهی، و حج و عمره که فقر و پریشانی را دور می کند و گناهان را می شوید، و صله رحم که ثروت را زیاد عمر را طولانی می کند، انفاقهای پنهانی که جبران گناهان می نماید و انفاق آشکار که مرگهای ناگوار و بد را دور می سازد و کارهای نیک که انسان را از سقوط نجات می دهد(1).
و نیز شفاعت پیامبران و امامان و بندگان صالح خدا که طبق صریح قرآن باعث تقرب به پروردگار می گردد، در مفهوم وسیع توسل داخل است، و همچنین پیروی از پیامبر و امام و گام نهادن در جای گام آنها زیرا همه اینها موجب نزدیکی به ساحت مقدس پروردگار می باشد حتی سوگند دادن خدا به مقام پیامبران و امامان و صالحان که نشانه علاقه به آنها و اهمیت دادن به مقام و مکتب آنان می باشد جزء این مفهوم وسیع است.
و آنها که آیه فوق را به بعضی از این مفاهیم اختصاص داده اند در حقیقت هیچ گونه دلیلی بر این تخصیص ندارند، زیرا همانطور که گفتیم «وسیله» در مفهوم لغویش به معنی هر چیزی است که باعث تقرب می گردد.
لازم به تذکر است که هرگز منظور این نیست چیزی را از شخص پیامبر یا امام مستقلا تقاضا کنند، بلکه منظور این است با اعمال صالح یا پیروی از پیامبر و امام، یا شفاعت آنان و یا سوگند دادن خداوند به مقام و مکتب آنها (که خود یک نوع احترام و اهتمام به موقعیت آنها و یک نوع عبادت است) از خداوند چیزی را بخواهند این معنی نه بوی شرک می دهد و نه بر خلاف آیات دیگر قرآن است و نه از عموم آیه فوق بیرون می باشد.(دقت کنید)
قرآن و توسل
از آیات دیگر قرآن نیز به خوبی استفاده می شود که وسیله قرار دادن مقام انسان صالحی در پیشگاه خدا و طلب چیزی از خداوند به خاطر او، به هیچ وجه ممنوع نیست و منافات با توحید ندارد، در آیه 64 سوره نساء می خوانیم:
و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جائوک فاستغفرو الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحیماً:
«اگر آنها هنگامی که به خویشتن ستم کردند (و مرتکب گناهی شدند) به سراغ تو می آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش می کردند و تو نیز برای آنها طلب عفو می کردی، خدا را توبه پذیر و رحیم می یافتند».
و نیز در آیه 97 سوره یوسف می خوانیم که: برادران یوسف از پدر تقاضا کردند که در پیشگاه خداوند برای آنها استغفار کند و یعقوب نیز این تقاضا پذیرفت:
در آیه 114 سوره توبه نیز موضوع استغفار ابراهیم در مورد پدرش آمده که تأثیر دعای پیامبران را درباره دیگران تأیید می کند و همچنین در آیات متعدد دیگر قرآن این موضوع منعکس است.
روایات اسلامی و توسل
از روایات متعددی که از طرق شیعه و اهل تسنن در دست داریم، و نیز به خوبی استفاده می شود که توسل به آن که در بالا گفتیم هیچ گونه اشکالی ندارد، بلکه کار خوبی محسوب می شود، این روایات بسیار فراوان است و در کتب زیادی نقل شده و ما به عنوان نمونه به چند قسمت از آنها که در کتب معروف اهل تسنن می باشد اشاره می کنیم:
1_  در کتاب «وفاء الفوفاء» تألیف دانشمند معروف سنی «سمهودی» چنین می خوانیم که: مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پیشگاه خداوند از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و از مقام و شخصیت او، هم پیش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش، هم در عالم برزخ، و هم در روز رستاخیز، سپس روایت معروف توسل آدم را به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم از عمر بن خطاب نقل کرده که: آدم روی اطلاعی که از آفرینش پیامبر اسلام در آینده داشت به پیشگاه خداوند چنین عرض کرد:
«یا رب اسئلک بحق محمد لما غفرت لی»(2).
«خداوندا به حق محمد صلی الله علیه و آله وسلم از تو تقاضا می کنم که مرا ببخشی».
سپس حدیث دیگری از جماعتی از راویان حدیث از جمله «نسائی» و «ترمذی» دانشمندان معروف اهل تسنن به عنوان شاهد برای جواز توسل به پیامبر در حال حیات نقل می کند که خلاصه اش این است: «مرد نابینائی تقاضای دعا از پیامبر برای شفای بیماریش کرد، پیغمبر به او دستور داد که چنین دعا کند:
«اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک محمد نبی الرحمة یا محمد انی توجهت بک الی ربی فی حاجتی لتقضی لی اللهم شفعه فی»(3).
«خداوندا من از تو به خاطر پیامبرت پیامبر رحمت تقاضا می کنم و به تو روی می آورم ای محمد! بوسیله تو به سوی پروردگارم برای انجام حاجتم متوجه می شوم خداوندا او را شفیع من ساز».
سپس در مورد جواز توسل به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بعد از وفات چنین نقل می کند که مرد حاجتمندی در زمان عثمان کنار قبر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آمد و نماز خواند و چنین دعا کرد.
«اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبینا محمد صلی الله علیه و آله وسلم نبی الرحمة، یا محمد انی اتوجه بک الی ربک ان تقضی حاجتی».
«خداوندا من از تو تقاضا می کنم و بوسیله پیامبر ما محمد صلی الله علیه و آله وسلم پیغمبر رحمت به سوی تو متوجه می شوم، ای محمد من بوسیله تو متوجه پروردگار تو می شوم تا مشکلم حل شود».
بعداً اضافه می کند چیزی نگذشت که مشکل او حل شد.(4)
2_ نویسنده کتاب «التوصل الی حقیقة التوسل» که در موضوع توسل بسیار سخت گیر است 26 حدیث از کتب و منابع مختلف نقل کرده که جواز این موضوع در لابلای آنها منعکس است، اگر چه نامبرده سعی دارد که در اسناد این احادیث خدشه وارد کند، ولی واضح است که روایات هنگامی که فراوان باشند و به حد تواتر برسند جائی برای خدشه در سند حدیث باقی نمی ماند و روایاتی که در زمینه توسل در منابع اسلامی وارد شده است ما فوق حد تواتر است و از جمله روایاتی که نقل می کند این است که:
«ابن حجر مکی» در کتاب «صواعق» از «امام شافعی» پیشوای معروف اهل تسنن نقل می کند که به اهل بیت پیامبر توسل می جست و چنین می گفت:
آل   النبی    ذریعتی            و هم  الیه  وسیلتی
ارجوبهم اعطی غداً             بیدالیمین صحیفتی(5)
«خاندان پیامبر وسیله منند _ آنها در پیشگاه او سبب تقرب من می باشند» «امیدوارم به سبب آنها فردای قیامت _ نامه عمل من به دست راست من سپرده شود».
و نیز از «بیهقی» نقل می کند که در زمان خلافت خلیفه دوم سالی قحطی شد بلال به همراهی عده ای از صحابه بر سر قبر پیامبر آمد و چنین گفت:
«یا رسول الله استسق لامتک . . . فانهم قد هلکوا. .»(6)
«ای رسول خدا! از خدایت برای امتت باران بخواه . . . که ممکن است هلاک شوند».
حتی از ابن حجر در کتاب «الخیرات الحسان» نقل می کند که «امام شافعی» در ایامی که در بغداد بود به زیارت ابوحنیفه می رفت و در حاجاتش به او متوسل می شد!(7)
و نیز در صحیح «دارمی» از «ابی الجوزاء» نقل می کند  که سالی در مدینه قحطی شدیدی واقع شد، بعضی شکایت به «عایشه» بردند، او سفارش کرد که بر فراز قبر پیامبر روزنه ای در سقف ایجاد کنند تا به برکت قبر پیامبر از طرف خدا باران نازل شود، چنین کردند و باران فراوانی آمد!
در تفسیر «آلوسی» قسمتهای زیادی از احادیث فوق را نقل کرده و پس از تجزیه و تحلیل طولانی و حتی سخت گیری درباره احادیث فوق در پایان ناگزیر به اعتراف شده و چنین می گوید:
«بعد از تمام این گفتگوها من مانعی در توسل به پیشگاه خداوند به مقام پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نمی بینم چه در حال حیات پیامبر و چه پس از رحلت او، و بعد از بحث نسبتاً مشروحی در این زمینه، اضافه می کند «توسل جستن به مقام غیر پیامبر در پیشگاه خدا نیز مانعی ندارد به شرط اینکه او حقیقتاً در پیشگاه خدا مقامی داشته باشد.»(8)
و اما در منابع شیعه موضوع به قدری روشن است که نیاز به نقل حدیث ندارد.
چند یاد آوری لازم
در اینجا لازم است به چند نکته اشاره کنیم:
1_ همان طور که گفتیم منظور از توسل این نیست که کسی حاجت را از پیامبر یا امامان بخواهد بلکه منظور این است که به مقام او در پیشگاه خدا متوسل شود، و این در حقیقت توجه به خدا است، زیرا احترام پیامبر نیز به خاطر این است که فرستاده او بوده و در راه او گام برداشته و ما تعجب می کنیم از کسانی که این گونه توسل را یک نوع شرک می پندارند در حالی که شرک این است که برای خدا شریکی در صفات و اعمال او قائل شوند و این گونه توسل به هیچ وجه شباهتی با شرک ندارد.
2_ بعضی اصرار دارند که میان حیات و وفات پیامبر و امامان فرق بگذارند، در حالی که گذشته از روایات فوق که بسیاری از آنها مربوط به بعد از وفات است، از نظر یک مسلمان، پیامبران و صلحاء بعد از مرگ «حیات برزخی» دارند، حیاتی وسیع تر از عالم دنیا همان طور که قرآن درباره شهداء به آن تصریح کرده است و می گوید آنها را مردگان فرض نکنید آنها زندگانند(9).
3_ بعضی نیز اصرار دارند که میان تقاضای دعاء از پیامبر، و بیان سوگند دادن خدا به مقام او، فرق بگذارند، تقاضای دعا را مجاز و غیر آن را ممنوع بشمارند در حالی که هیچ گونه فرق منطقی میان این دو دیده نمی شود.
4_ بعضی از نویسندگان و دانشمندان اهل تسنن مخصوصاً «وهابیها» بالجاجت خاصی کوشش دارند تمام احادیثی که در زمینه توسل وارد شده است تضعیف کنند و یا با اشکالات واهی و بی اساس آنها را به دست فراموشی بسپارند، آنها در این زمینه چنان بحث می کنند که هر ناظر بی طرفی احساس می کند که قبلا عقیده ای برای خود انتخاب کرده، سپس می خواهند عقیده خود را به روایات اسلامی «تحمیل» کنند، و هر چه مخالف آن بود به نوعی از سر راه خود کنار بزنند، در حالی که یک محقق هرگز نمی تواند چنین بحثهای غیر منطقی و تعصب آمیزی را بپذیرد.
5_ همان طور که گفتیم روایات توسل به حدّ تواتر رسیده یعنی به قدری زیاد است که ما را از بررسی اسناد آن بی نیاز می سازد، علاوه بر این در میان آنها روایت صحیح نیز فراوان است با این حال جائی برای خرده گیری در پاره ای از اسناد آنها باقی نمی ماند.
6_ از آنچه گفتیم روشن می شود که روایاتی که در ذیل این آیه وارد شده و می گوید: پیغمبر به مردم می فرمود: از خداوند برای من «وسیله» بخواهید و یا آنچه در کافی از علی علیه السلام نقل شده که وسیله بالاترین مقامی است که در بهشت قرار دارد، با آنچه در تفسیر آیه گفتیم هیچ گونه منافاتی ندارد زیرا همان طور که مکرر اشاره کردیم «وسیله» هر گونه تقرب به پروردگار را شامل می شود و تقرب پیامبر به خدا و بالاترین درجه ای که در بهشت و جود دارد یکی از مصداقهای آن است.
                                   
پی نوشت:
1_ نهج البلاغه خطبه 110.
2_ وفاء الوفاء جلد 3 ص1371 _ در کتاب «التوصل الی حقیقة التوسل» صفحه 215 حدیث فوق را از «دلائل النبوة» بیهقی نیز نقل نموده است.
3_ وفاء الوفاء ص 1372.
4_ وفاء الوفاء ص 1373.
5_ التوصل . . . ص 329.
6_ التوصل . . . ص 253.
7_ التوصل . . . ص 331.
8_ روح المعانی جلد 4 _ 6 ص 114 _ 115.
9_ سوره آل عمران _ آیه 169.
 
 
بیشتر بدانید :   • توسل     • ایمان     • وسیله     • قرآن     • نهج البلاغه    
شما هم برای توسل نظر دهید  

 
 
 
          
نظرات کاربران برای توسل  

هیچ نظری برای این مقاله ثبت نشده است