سه شنبه بیست و یکم آذرماه سال 1396 خورشیدی
انتظار فرج
مقام اول در معنی شفاعت و حقیقت آن: حقیقت شفاعت عبارت از وساطت در ایصال و رسانیدن نفع، و دفع ضرر است نسبت به کسی که لایق شفاعت باشد. بنابراین شفاعت در مورد اخیار و نیکان، استدعاء، و خواهش عفو و بخشش و طلب و مغفرت و تجاوز از سیئآت آنهاست و این معنی اختصاص بعالم...
دفعات مشاهده: 5318 • تاریخ درج : یک شنبه 21 فروردین 1390  •
شفـاعـت
مقام اول در معنی شفاعت و حقیقت آن:
حقیقت شفاعت عبارت از وساطت در ایصال و رسانیدن نفع، و دفع ضرر است نسبت به کسی که لایق شفاعت باشد.
بنابراین شفاعت در مورد اخیار و نیکان، استدعاء، و خواهش عفو و بخشش و طلب و مغفرت و تجاوز از سیئآت آنهاست و این معنی اختصاص بعالم آخرت ندارد، بلکه در دنیا و عالم برزخ نیز ساری و جاری است چنانچه خداوند در کلام مجیدش می فرماید: «ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لو جدوا الله تواباً رحیماً»(1)(و اگر ایشان هرگاه برخود ستم می نمودند (مرتکب معصیت می شدند) نزد تو می آمدند و از خدا طلب مغفرت می کردند و پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم برای ایشان مغفرت می نمود هر آینه خدا را توبه پذیر و بخشنده می یافتند) که ملامت کرده کسانی را که خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم نمی آیند و از شفاعت او در طلب مغفرت استفاده نمی کنند.
بلکه همان علت غائی و واسطه فیض بودن خالصان و مقربان درگاه احدیت، مانند محمّد و آل علیه السلام از مصادیق شفاعت در عالم تکوین، و ارشاد و هدایت مردم به طریق خیر و سعادت و زجر و منع آنان از سبل شقاوت و ضلالت از مصادیق آن در عالم تشریع، بلکه مصداق اتم و اکمل آنست، زیرا مصادیق دیگر شفاعت تابع این مصداق است چنانچه عبارات زیارت جامعه دلالت بر این معنی دارد.
مقام دوم در اثبات شفاعت:
اصل شفاعت از ضروریات مذهب شیعه، و آیات و اخبار بسیار بر ثبوت آن قائم است از آن جمله:
1_آیه شریفه «یومئذ لا تنفع الشفاعة الا من اذن له الرحمن و رضی له قولا»(2)(در این روز نفع نمی بخشد شفاعت مگر کسی را که خداوند رحمن شفاعت او را اذن دهد و برای او سخن شفیع را پسندد).
2_«لا تغنی شفاعتهم شیئاً الا من بعد ان یأذن الله لمن یشاء و یرضی»(3) (سود نمی بخشد شفاعت آن ملائکه چیزی را مگر بعد از آنکه خدا اذن دهد برای کسی که بخواهد و بپسندد).
3_«لا تنفع الشفاعة عنده الا من اذن له»(4) (و سود نبخشد شفاعت نزد خدا مگر برای کسی که خداوند شفاعت کردن او را دستور داده باشد).
4_«و لا یشفعون الا لمن ارتضی»(5)(و شفاعت نمی کنند این فرشتگان مگر برای کسی که خدا پسندد).
5_«و لا یملک الذین یدعون من دونه الشفاعة الا من شهد بالحق و هم یعلمون»(6)(کسانی را کافران جز خدا می خوانند مالک شفاعت نیستند مگر آن کس که براستی گواهی دهی و داند آن شهادت چگونه می دهد) که آیات مزبور بدلیل استثناء شفاعت را می کند منتها بعد از آنکه خدا اذن دهد و رضایت داشته باشد و مراد از ارتضاء در آیات مزبور مرضی بودن دین مشفوع له است، چنانچه شیخ طبرسی رحمة الله علیه در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه و لا یشفعون الا لمن ارتضی فرموده «لمن ارتضی الله دینه» والا اگر مراد مرضی بودن جمیع اخلاق و اعمال او باشد محتاج بشفاعت نیست مگر برای ارتقای درجه (مانند انبیاء و اولیاء).
امّا اخبار: 1_ در تفسیر آیه شریفه «عسی ان یبعثک ربک مقاماً محموداً»(7)(نزدیک باشد که خداوند تو را در مقام پسندیده برانگیزاند) اخبار بسیار از طرق خاصه و عامه روایت شده که مراد از مقام محمود شفاعت کبری است که برای پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در روز قیامت می باشد، چنانچه در تفسیر عیاشی است، و در مجمع البیان فرموده «اجمع المفسرون» و در تفسیر برهان نیز از حضرت صادق و کاظم علیهما السلام روایت کرده اند.
و قطع نظر از تفسیر، این معنی از خود آیه نیز استفاده می شود برای اینکه اولاً_جمله «ان یبعثک» دلالت دارد به اینکه این مقام در روز قیامت برای او ظاهر می شود و ثانیاً_محمود را بطور مطلق ذکر کرده و حمد مطلق مختص بذات مقدس حقتعالی است زیرا انعام و احسان او بدون غرض و عوض و از روی اختیار و اراده مستقله است و این نوع انعام و احسان برای غیر خدا حتی انبیاء ممکن نیست برای اینکه اولاً_احسان آنها در حق امت بالاستقلال نیست، بلکه محتاج بکمک حقتعالی است و ثانیاً_بدون جزا نیست و از خدای خود جزاء می خواهند.
و پس از تنزل از مقام واجب الوجود در ممکنات کسی که خوان احسان او برای جمیع ماسوی الله گسترده شده و لطفش سرتاسر ممکنات را فرا گرفته و همه از آن بهره برداری می کنند حتی انبیاء و اولیاء محتاج باو سپاسگزار اویند، و از همه مخلوقات بذات مقدس حقتعالی اقرب است حضرت محمّد بن عبدالله صلی الله علیه و آله وسلم می باشد.
بنابراین چون نفعش به جمیع ماسوی الله عاید می شود از این جهت مورد حمد و ستایش همه قرار می گیرد و یکی از شئون مقام محمود مقام شفاعت کبری در حق اولین و آخرین است.
(2) اخباری که در تفسیر آیه شریفه «ولسوف یعطیک ربک فترضی»(8) (هر آیه زود باشد که پروردگار تو به تو عطا فرماید تا اینکه راضی شوی) روایت شده که مراد شفاعت است چنانچه در کفایة الموحدین از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود «رضاء جدی ان لا یبقی فی النار موحد» و نیز در همین کتاب پس از نزول آیه از خود آن حضرت روایت کرده که فرمود تا یک نفر از امت نجات نیافته باشد راضی نشوم.

(3)در اغلب کتب احادیث، اخبار زیادی از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم روایت کرده اند که فرمود «ادخرت شفاعتی» و در بعضی «اخرت شفاعتی لاهل الکبایر من امتی»(من شفاعت خود را برای اهل کبایر از امتم ذخیره کردم یا تأخیر انداختم.)
(4)و نیز در کفایة الموحدین و سایر کتب از آن حضرت روایت کرده که فرمود از برای هر پیغمبری دعای مستجابی است و من دعای خود را برای شفاعت ذخیره کرده ام.
(5)اخباری که از ائمه علیهم السلام درباره شفاعت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم و صدیقه طاهره و ائمه طاهرین علیهم السلام و قرآن و مؤمنین و علماء و سادات و فقراء و اطفال و ارحام و مساجد و غیره وارد شده و در کتب مبسوطه مظبوط است و مجموع آنها بحد تواتر بلکه فوق تواتر می باشد، و در بعض آنهاست که هر که انکار شفاعت کند از ما نیست و بشفاعت ما نمی رسد.
و بعضی منکر اصل شفاعت شده و بظواهر بعضی از آیات قرآنی متمسک گردیده اند از آن جمله.
(1)«واتقوا یوماً لا تجزی نفس عن نفس شیئاً و لا یقبل منها شفاعة و لا یؤخذ منها عدل و لا هم ینصرون»(9) (بترسید از روزی که جزاء داده نشود کسی از کس دیگر چیزی را و شفاعتی از آن پذیرفته نگردد و فدا و عوض گرفته نشود و ایشان یاری کرده نشوند).
(2)«من قبل ان یأتی یوم لا بیع فیه و لا خلة و لا شفاعة»(10) (پیش از آنکه بیاید روزی که خرید و فروش و دوستی و شفاعت در آن نباشد).
(3)آیه شریفه «و ما لظالمین من حمیم و لا شفیع یطاع»(11) (برای ستمکاران خویش مشفق و شفیع مطاعی نباشد).
(4)و آیه شریفه «و ما  لظالمین من انصار»(12) (برای ستمکاران یاری کننده نباشد).
(5)و آیه مبارکه «فما تنفعهم شفاعة الشافعین»(13) (شفاعت شفاعت کنندگان کافران را سود ندهد).
(6) و آیه مبارکه «لا یشفعون الا لمن ارتضی»(14).
و اما جواب، اولاً_این آیات ظواهرش معارض با ادله گذشته است لذا باید رفع ید از ظاهر آنها نمود و ثانیاً_این آیات دلالت بر نفی مطلق ندارد، زیرا ممکن است مراد از نفی شفاعت در آیه اول و دوم نفی شفاعت بدون اذن و ارتضاء باشد، و عدم نفع آن در آیه سوم و چهارم اختصاص بظالمین دارد و ظاهراً مراد از ظالم، ظالم بغیر است و تعمیم ظالم، بظالم بنفس خلاف ظاهر و محتاج بقرینه است و بمناسبت حکم و موضوع، مراد عدم قبول شفاعت نسبت بظلمش می باشد تا وقتیکه حق مظلوم ادا نشود یا مظلوم را راضی ننماید.
و آیه پنجم اختصاص بکفار دارد چنانچه در آیات پیش از این آیه می فرماید: «ما سلککم فی سقر قالوا لم نک من المصلین و لم نک نطعم المسکین و کنا نخوض مع الخائضین و کنا نکذب بیوم الدین حتی اتانا الیقین»(15) (از مجرمان می پرسند که چه چیز شما را در دوزخ آورد؟ گویند ما از نماز گزاران نبودیم و اطعام مسکین نمی نمودیم «زکوة نمی دادیم» و با خوض کنندگان در امور باطله خوض می نمودیم و روز جزاء را تکذیب می کردیم تا اینکه مرگ ما را فرا رسید) که بقرینه «کنا نکذب بیوم حتی اتانا الیقین» معلوم می شود مراد از این مجرمان که شفاعت شافعین برای آنان سودی ندارد کسانی هستند که کافر از دنیا رفته اند.
علاوه بر اینکه آیه مزبور دلیل بر اثبات شفاعت است زیرا دلالت دارد بر اینکه شافعینی هستند منتها اینان از شفاعت آنان بهره برداری نمی کنند.
و مراد از ارتضاء در آیه ششم ارتضاء بدین است، چنانچه گذشت بنابراین آیات مزبور دلالتی بر نفی شفاعت مطلقا ندارد.
مقام سوم در خصومت:
چنانچه شفعاء روز قیامت درباره بعضی شفاعت می کنند نسبت به بعضی هم خصومت می نمایند مثلاً پیغمبران و اوصیاء آنان نسبت به کسانی که در حق آنها تقصیر کرده و نسبت بآنان ستم روا داشته خصومت می کنند و همچنین قرآن نسبت باهانت کنندگان بآن و تارکین دستورات و احکام آن و علماء نسبت باعراض_کنندگان و کسانی که اهانت بآنها روا می دارند و مساجد نسبت بتارکین عبادت در آنها و همچنین سایر شفعاء نسبت بتقصیر کنندگان در حقوق آنها خصومت می نمایند و این مطلب نیز از مسلمیات اخبار است و مخصوصاً اخبار مربوط بخصومت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم و صدیقه طاهره علیهم السلام و ائمه اطهار علیهم السلام نسبت بظالمین بآنها در حد تواتر است «ویل لمن شفعائه خصمائه».
مقام چهارم در شرایط شفیع و کسانی که مورد شفاعت واقع می شوند:
چنانچه معلوم است شفاعت مرتبه منبع و شأن رفیع و درج بزرگی است که هر کس باین مرتبه نائل نشود بلکه شرط نیل باین مقام قرب و منزلت نزد خداوند است و هر که قربش باشد شفاعتش بالاتر خواهد بود.
بنابراین اعلا مرتبه شفاعت برای پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه اطهار علیهم السلام و صدیقه طاهره سلام الله علیها خواهد بود و پس از اینها انبیاء مرسلین و عباد صالحین و ملائکه مقربین تا برسد بمؤمنین بدرجات مختلفه و مراتب متفاوته آنها.
و اما شرایط کسی که قابل شفاعت باشد و به شفاعت نائل شود چند چیز است.
اول _ ایمان چنانچه مکرر تذکر داده شد بلی غیر مؤمن را ممکن است در صورتی که خدمت و محبتی درباره شفیع کرده باشد در تخفیف عذاب شفاعتش کنند.
دوم _ از کسانی نباشد که ببعض اخبار قطعی الصدور از شفاعت محرومند مانند تارک صلوة عامداً و تارک حج و مانع زکوة و نحوه اینها.
سوم _ باید ارتباطی باشفیع داشته باشد مثل اینکه خدمت یا احسان و محبتی درباره او یا بستگان و دوستان شفیع کرده باشد.
چهارم _ باید عملی داشته باشد که در پیشگاه احدیت مورد قبول واقع شود تا عفو و گذشت از او دارای حسن باشد و فعل حق جزافی نباشد.
« والحمدلله ولا اخراً و باطناً و صلی الله علی نبیه محمد شاهداً و مبشراً»
« و نذیراً و داعیاً الی الله باذنه و سراجاً منیراً و علی اله المعصومین و عترته الطاهرین»
« الذین اذهب الله عنهم الرجس و طهرم تطهیرا واغفر اللهم لنا ولإخواننا الذین»
« سبقونا بالایمان و لجمیع المؤمنین و المؤمنات من سلف منهم و من غبر الی»
« یوم القیمة و انا العبد المذنب العاصی الراجی من الله المغفرة و من اولیائه»
« الشفاعة سید عبدالحسین ابن محمد تقی الحسینی المدعو بالطیب»
                                   
پی نوشت:
1_ سوره نساء آیه 67.
2_ سوره طه آیه 106.
3_ سوره النجم آیه 26.
4_ سوره سبأ آیه 22.
5_ سوره انبیاء آیه 29.
6_ سوره زخرف آیه 86.
7_ سوره بنی اسرائیل آیه 81.
8_ سوره الضحی آیه 4.
9_ سوره بقره آیه 45.
10_ سوره بقره آیه 255.
11_ سوره مؤمن آیه 19.
12_ سوره مائده آیه 76.
13_ سوره مدثر آیه 47.
14_ سوره انبیاء آیه 28.
15_ سوره مدثر آیه 40_45.
 
 
 
بیشتر بدانید :   • شفاعت     • مغفرت     • برزخ     • شیعه    
شما هم برای شفاعت نظر دهید  

 
 
 
          
نظرات کاربران برای شفاعت  

هیچ نظری برای این مقاله ثبت نشده است